تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
عباسيان بعلويان دريافت اين كار را يكى از سرداران بزرگ ايران ابو سلمه خلال كه در بسط دعوت عباسيان زحمت فراوان كشيده بود به عهده داشت . نام ابو سلمه حفص بن سليمان بود ، وى وابسته بنى حارث بن كعب بود و از مالداران كوفه بود و به بخشندگى و خرج فراوان در راه دعوت عباسى شهرت داشت . مردى فصيح و ادب‌دوست و شعرشناس بود و در سيرت و جدل و تفسير دستى داشت . به وسيله داماد خويش بكير بن ماهان كه دبير ابراهيم امام بود با عباسيان ارتباط يافته بود وقتى مرگ بكير در رسيد به ابراهيم امام گفت كه از پس وى كار بسط دعوت را به ابو سلمه واگذارد و او نيز پذيرفت و نامه‌اى به ابو سلمه نوشت و او در كار دعوت كوششى بسزا كرد و چون از دقايق كار عباسيان خبر يافت بكوشيد تا خلافت را از آنها به فرزندان على انتقال دهد و نامه‌اى بهمراه يكى از شيعيان علوى فرستاد و گفت بحضور جعفر بن محمد صادق رود و اگر نامه را جواب داد دو نامه ديگر كه همراه اوست باطل است و اگر جواب نداد عبد الله محض نواده حسن بن على را ديدار كند و نامه را به دو دهد و اگر جواب داد نامه ديگر باطل است و اگر جواب نداد نامه ديگر را به عمر اشرف فرزند على زين العابدين رساند . فرستاده بحضور صادق رسيد و نامه را بداد امام صادق بنامه ابو سلمه اعتنائى نكرد و گفت : " مرا با او چكار كه وى پيرو ديگران است " آنگاه نامه را به شعله بسوخت و چون فرستاده جواب خواست گفت همين است كه ديدى فرستاده بنزد عبد الله محض رفت وى از دريافت نامه خرسند شد و روز بعد بحضور امام صادق رسيد و گفت : " اين نامه ابو سلمه است كه مرا بخلافت دعوت مىكند و بوسيله يكى از شيعيان خراسانى ما رسيده است . امام صادق جوابى به دو داد كه معلوم ميدارد در آنروزگار ايرانيان يا دست كم ، بيشترشان فقط رهائى از قيد عرب ميخواستند و شيعه خالص علويان نبودند . گفت : " از چه وقت خراسانيان شيعيان تو شده‌اند مگر تو ابو مسلم را سوى آنها فرستاده‌اى ؟ مگر كسى از ايشان را بنام يا صورت ميشناسى ؟ چگونه شيعيان تو
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 102 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده