درست باشد و مطالبات مردم وصول شود . بدوران فاطميان اهميت اين منصب بيشتر شد و محتسب نايبانى داشت كه در بازارها مىگشتند و ديكها و گوشتها و كار خوراكپزان را بازرسى ميكردند و مراقب بودند كه كسان بر چهارپايان بيش از آنچه معمول بود بار نكنند معلمان مكتب را از زدن اطفال مانع ميشدند . در واقع محتسب عهدهدار امر بمعروف و نهى از منكر بود و مراقبت آداب فضيلت و امانت با وى بود و اختيارات وى چندان وسيع بود كه ميتوانست براى اجراى احكام خويش از نگهبانى كمك بخواهد .
قاضى مظالم
منصب قاضى مظالم از قاضى عادى و محتسب بالاتر بود و دادگاه مظالم از لحاظ صلاحيت و نوع كار مانند دادگاه تميز اين عصر بود و وقتى قاضى از حكم درباره موضوعى كه مربوط بيكى از بزرگان بود ناتوان ميشد قضيه به دادگاه مظالم ارجاع ميشد . در واقع دادگاه مظالم براى آن بود كه از تعدى متنفذان جلوگيرى كند و اين منصب را به مردى والامقام و زاهد ميدادند . خليفگان نخستين براى رسيدگى بمظالم نمينشستند زيرا در صدر اول مردم بمقتضاى انصاف از حق پيروى مىكردند و به كسى ستم نميكردند . على بمظالم رسيدگى ميكرد اما براى اين كار روز و وقت معين نكرد هر وقت متظلمى بنزد او ميشد داد او را ميداد ، بعدها روزى را براى رسيدگى به مظالم اختصاص دادند ، نخستين كسى كه اين كار را كرد عبد الملك مروان بود كه دادگاه مظالم برياست خليفه يا ولايتدار يا نايب او تشكيل ميشد ، قاضى مظالم اگر از موظفان دولت بود روزى را تعيين ميكرد كه متظلمان براى رسيدگى حضور يابند تا در ايام ديگر به كارهاى ديگر برسد اما اگر شغل وى بقضاوت مظالم انحصار داشت همه روزه براى رسيدگى مينشست . محل دادگاه مظالم مانند دادگاههاى ديگر در مسجد بود پنج گروه كه هر كدام وظيفه خاص داشتند اطراف قاضى مظالم جاى ميگرفتند و دادگاه جز با حضور آنها تشكيل نميشد : گروه اول حاميان و ياوران بودند كه براى نگهبانى