رابطه مسجد با امور دولت
سر توماس ارنولد دربارهء رابطهء مسجد با امور سياسى و اجتماعى دولت گويد : مسجد فقط محل عبادت نبود بلكه مركز زندگى سياسى و اجتماعى نيز بود . پيغمبر فرستادگان را در مسجد ميپذيرفت و در آنجا بكارها رسيدگى ميكرد و براى مسلمانان دربارهء سياست و دين سخن ميگفت . عمر در مسجد مدينه از منبر به مسلمانان گفت كه سپاهشان در عراق عقبنشينى كرده و براى حركت بدان سرزمين ترغيبشان كرد ، عثمان نيز وقتى كسان بر رفتار او اعتراض كردند منبر از خود دفاع كرد ، وقتى خليفه انتخاب ميشد نخستين خطابه خود را كه بمنزله برنامه سياسى او بود از منبر ميخواند ، بنا بر اين منبر در اسلام مانند تريبونى بود كه در حكومت مشروطه برنامه سياسى دولت از پشت آن شرح داده مىشود .
" بايد گفت كه مسجد از آغاز ظهور اسلام محل اجتماع دانشمندان بود و عالمان حديث و تفسير در آنجا گرد ميآمدند . بعدها مسجد محل تعليم شد و اطفال در آنجا زبان عربى و اصول دين مياموختند . قاضيان نيز جلسات خود را در آنجا تشكيل ميدادند خلاصه اينكه سياست از دين امتياز نداشت و اخبار مهمى كه با مصالح عمومى ارتباط داشت در مسجد انتشار مىيافت . "
سر تماس ارنولد در دنبالهء سخن خود درباره مسجد گويد : به زودى مسجد اهميت نخستين را از دست داد و ديگر مركز خليفه و ولايتدار و جايگاه قاضى نبود . در مسجد پس از نماز فقط خطابه دينى خوانده ميشد كه در آن از خدا ستايش و از پيغمبر تمجيد ميكردند و بر صحابه درود ميگفتند و خليفه را كه نايب پيغمبر بود دعا ميگفتند . از نمودارهاى سياسى چيزى در مسجد نماند جز اينكه نام خليفه در خطابه ياد ميشد و بدينوسيله ولايتهاى اسلام به تسلط اسمى خليفگان اعتراف ميكردند . "
بدوران خليفگان بعضى از ياران پيغمبر كارهاى مخصوص را به عهده مىگرفتند از جمله