تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
تحقير و استهزاء ميگفت كه موالى به نظر عرب مانند مردگانند . سياه‌پوشان نسبت به خاندان رسول اخلاص و صميميتى بىنظير داشتند و آن را مظهر آرزوهاى خويش مىدانستند نخبهء سپاهيان ابو مسلم كفيان بودند يعنى كسانى كه جيره خود را مشت مشت گندم ميگرفتند .

جلوگيرى ابو مسلم از اتحاد عرب

عربها ميخواستند بر ضد دشمن مشترك متحد شوند اما ابو مسلم با تدبير از اين كار جلوگيرى كرد . سران عرب جز منافع خصوصى يا مصالح قبيله به چيزى توجه نداشتند و هيچكس در فكر وفادارى به دولت اموى نبود تا آنجا كه بگفتهء يعقوبى عربان يمنى مرو بشعيان پيوستند . در آن روزها كه خودپرستى و خيانت و حيله رواج داشت در خراسان جز نصر بن سيار كسى به امويان وفادار نمانده بود ، كه بانگ كمك‌خواهى او بىثمر ماند ، زيرا مروان بسپاه خود احتياج داشت و نصر حيرت‌زده ميگفت " امويان خوابند يا بيدار . " ابو مسلم بسبب مهارت و تجربه در كار جنگ و سياست از اختلاف عربها در سپاه بنى اميه تفرقه انداخت و هفت ماه سپاه خويش را در بيرون مرو نگاه داشت و در اين مدت عربان يمنى را به طرف خود كشانيد و بىآنكه سپاه كوچك او آسيبى ببيند سراسر خراسان را زير نفوذ آورد و سران قبايلى را كه با وى هماهنگ نبودند از ميان برداشت و همه را كشت .

انتشار شورش

عاقبت شورش همه جا را گرفت . ابو حنيفه دينورى گويد : مردم از هرات و پوشنگ و مروروذ و طالقان و مرو و فسا و ابيورد و طوس و سرخس و بلخ و صاغينان و طخارستان و ختلان و كش و نسف بسوى ابو مسلم روان شدند ، همه لباس سياه داشتند يك نيمه چوب‌هايشان سياه بود و آن را كافركوب ميناميدند ، بعضىها بر اسب بودند و بعضىها خر داشتند ، خرسواران براى راندن خر خود ميگفتند " هر مروان " يعنى نام مروان بن محمد را به خر ميدادند . اينان نزديك صد هزار بودند . "
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 439 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده