وليد بن يزيد بن عبد الملك
وليد بن يزيد در ربيع الاخر سال 125 هجرى همانروز كه هشام وفات يافت به خلافت رسيد و دوره خلافت او يك سال و دو ماه و چند روز طول كشيد و در جمادى الاخر سال 126 هجرى در يكى از دهكدههاى دمشق كشته شد .
وليد مردى بود عياش و شهوتپرست و شوخ . شاعرى سخندان بود و در عتاب و غزل و وصف شراب اشعار نيكو ميگفت . بيباكى وى به جائى رسيد كه يكروز برادرش هشام به دو گفت به خدا نميدانم مسلمانى يا نه . گويند كه يك بار با قرآن تفؤل زد و اين آيه آمد :
وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ .
يعنى گشايش خواستند و هر كه ستمگر و لجوج بود نوميد شد . قرآن را بينداخت و آن را هدف كرد و چند تير بر آن انداخت و گفت : " تهديد ميكنى آرى من همان ستمگر لجوجم ، وقتى بروز قيامت بنزد خداى خود ميروى بگو خدايا وليد مرا پاره كرد . "
از پس اين رخداد وليد ديرى نپائيد و بقتل رسيد ، علت قتل وى آن بود كه پيش از خلافت رفتارى بد داشت و از معاصى اجتناب نميكرد ، وقتى بخلافت رسيد در شهوت - پرستى و بيباكى از گناه افراط كرد و بزرگان خانواده خويش را خشمگين كرد و با آنها بد - رفتارى كرد كه با ديگر مردان دولت بر ضد او همداستان شدند و بر او هجوم بردند وقتى وليد مقصدشان را بدانست به خانه خود درآمد و قرآن را بگشود و گفت : اينك روزى است مانند روز عثمان بن عفان ، پس از آن يزيد بن وليد بنزد وى رفت و او را بكشت و اين رخداد چنان كه گفتيم در جمادى الاخر سال 126 هجرى بود .
يزيد و ابراهيم پسران وليد بن عبد الملك
يزيد بن وليد در جمادى الاخر سال 126 هجرى پس از كشته شدن وليد بخلافت رسيد و خلافتش بيش از پنجماه نپائيد و در ذى حجه همان سال از جهان چشم پوشيد .