و بسبب حميت آنها عباسيان توانستند دولت اموى را منقرض كنند . " پروفسور برون درباره حادثهء كربلا گويد : گروه شيعه يا طرفداران على به قدر كافى هيجان و از جان گذشتگى نداشتند ، اما پس از رخداد كربلا كار دگرگون شد و تذكار زمين كربلا كه به خون فرزند پيغمبر آلوده بود و يادآورى عطش سخت وى و نعش نزديكانش كه اطراف او روى زمين ريخته بود ، كافى بود كه عواطف سستترين مردم را بهيجان آورد و روحها را غمگين كند چندان كه نسبت برنج و خطر و حتى مرگ بىاعتنا شوند . "
گفتار نيكلسن
نيكلسن دربارهء فاجعهء كربلا گويد : همه مورخان مسلمان ، بجز گروهى بسيار اندك بر ضد امويان همسخنند ، حسين بن على را شهيد ميدانند و يزيد بن معاويه را سفاك و ستمگر ميشمارند .
استاد نيكلسن در جاى ديگر درباره اين رخداد گويد : حادثه كربلا مايه پشيمانى و تأسف امويان شد زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد و براى انتقام حسين همصدا شدند و صداى آنها در همه جا و مخصوصا بنزد ايرانيان كه ميخواستند از نفوذ عرب آزاد شوند انعكاس يافت . "
حادثهء حره
مصائبى كه بدوران يزيد بر مسلمان وارد شد منحصر بحادثه كربلا نبود زيرا به روزگار وى مدينه را غارت كردند و مردم بسيار و از جمله گروهى از يادگاران جنگ بدر را كشتند . سبب آن بود كه مردم مدينه از حكومت يزيد كراهت داشتند و ويرا از خلافت خلع كردند و عامل وى را بيرون كردند و ديگر امويان را كه در مدينه بودند به تنگنا انداختند . يزيد مسلم بن عقبه را كه از جباران عرب و مدبران بود با سپاهى بسوى مدينه فرستاد ، مسلم مدينه را از جانب حره كه سنگستانى است بر يكسوى مدينه محاصره كرد و عاقبت آن را