تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ميان ما و شما حكم مىكند " وقتى مردم عراق قرآنها را بديدند گفتند : " دعوت بكتاب خدا را اجابت ميكنيم " عمرو بن عاص ميخواست بدينوسيله حميت و هيجان سپاه على را در هم بشكند و ميان آنها تفرقه بيندازد . وقتى حيلهء عمرو بن عاص در مردم عراق كارگر شد و به صلح متمايل شدند على آنها را اندرز داد كه بگفتار معاويه و كسانش فريفته نشوند ولى آنها سخن او را نپذيرفتند و گفتند كس بنزد مالك اشتر بفرست كه دست از جنگ بكشد . على كس بنزد اشتر فرستاد كه از جنگ خوددارى كند . اشتر بفرستاده گفت : " اكنون هنگام آن نيست كه مرا از جاى خود بخوانند زيرا فتح نزديك است " فرستاده بنزد على بازگشت همان وقت غوغا از سپاه اشتر برخاست و معلوم بود كه به سختى بر مخالفان حمله مىبرند . آن گروه با على گفتند به دو فرمان دادى جنگ كند ، كس بفرست كه بيايد و گرنه ترا معزول ميكنيم . على بفرستاده گفت با شتر بگو بيايد كه فتنه رخ داد . اشتر بناچار معركه را ترك گفت و بنزد على بازگشت .

داورى

پس از آن على اشعث بن قيس را بنزد معاويه فرستاد كه رأى او را بپرسد ، معاويه گفت : " ما و شما به آنچه خدا در كتاب خود فرمان داده رجوع مىكنيم . شما يك تن را بفرستيد ما نيز يكى را ميفرستيم و از آنها تعهد ميگيريم كه مطابق كتاب خدا رفتار كنند . " اشعث بنزد على بازگشت و سخن معاويه را با وى گفت . مردم گفتند بدين كار راضى هستيم ، مردم شام عمرو بن عاص را انتخاب كردند . مردم عراق گفتند ما ابو موسى اشعرى را انتخاب ميكنيم . على گفت : " در آغاز كار از من اطاعت نكرديد ، اكنون از اطاعت من بيرون مرويد " بدانها گفت كه از ابو موسى بيم دارد زيرا او مردم كوفه را از يارى وى بازميداشت ولى عراقيان جز او به كسى راضى نشدند و على از روى ناچارى با انتخاب او موافقت كرد .