تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
در عهد وى عربها بايران حمله كردند . يزدگرد وقتى بسلطنت رسيد بيست و يك سال داشت عربها در فتح ايران طمع بستند و چون پيغمبر در زمان زندگانى خود گنجهاى كسرى را به آنها وعده داده بود اين انديشه در آنها قوت گرفت .

فتح عراق و ايران

عربها كشور ايران را صعب المنال‌تر از قلمرو روم شرقى مىدانستند و از هجوم بر آن بيمناك بودند ابو بكر در زمان خلافت خود سپاهى به فرماندهى خالد بن وليد بهمراهى مثنى بن حارثه بسوى عراق فرستاد و قبائلى را كه در جنوب فرات ميزيستند مطيع كرد و ايرانيان را شكست داد و بر حيره و انبار تسلط يافت ولى چيزى نگذشت كه عربها در مقابل سپاه فراوانى كه يزدگرد بفرماندهى رستم بجنگ آنها فرستاده بود شكست خوردند و به صحرا پناه بردند و تا پايان زندگى ابو بكر به خيال حمله بايران نيفتادند و خالد بن وليد براى آنكه مسلمانان را در جنگ روميان كمك كند بسوى شام و فلسطين رفت .

در عهد عمر

وقتى عمر بخلافت رسيد ، اوضاع داخلى ايران مغشوشتر شد مثنى بن - حارثه صورت حال را بعمر نوشت و او را ترغيب كرد كه فرصت را غنيمت شمارد ، عمر از جانب روم آسوده شده بود زيرا روميان در جنگ اجنادين ( 15 ه ) فرارى شده بودند و سر جنگ مسلمانان نداشتند . عمر توجه خود را بفتح عراق مصروف داشت و مردم را براى حمله بدان سرزمين آماده كرد . ميخواست فرماندهى سپاه را به عهده گيرد اما بعضى از ياران پيغمبر به دو گفتند كه در مدينه بماند و ديگرى را سالار سپاه كند و از مدينه براى او كمك بفرستد ، عمر اين رأى را پسنديد و بمنبر رفت و گفت : " اى مردم من مصمم بودم با شما حركت كنم اما صاحبان رأى و خرد مرا از اين خيال منصرف كردند و گفتند در مدينه بمانم و يكتن از اصحاب پيغمبر را بفرستم كه كار جنگ را عهده - دار شود . "
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 245 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده