تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
يافته بود كوچك شد . شكست‌هاى روم شرقى در ناحيه غرب از شرق سختتر بود در اسپانيا طوايف ويزىگت در سال 582 م اشبيليه و قرطبه را تصرف كردند و اسونتيلا بسال 528 م آخرين متصرفات روم شرقى را در مغرب تصرف كرد و ويزىگت‌ها در شبه جزيره ايبرى بدون منازع و رقيب فرمان‌روائى يافتند . نهضت عرب در شرق براى روم شرقى كه با ضعف و سستى ميزيست خطرى بود كه هستى آن را تهديد ميكرد .

وضع ايران

در ايران كار به عكس بود زيرا ايرانيان ملتى بودند كه يك نژاد و يك زبان و يك دين داشتند و بهتر ميتوانستند در مقابل هجوم عرب مقاومت كنند اما بسبب شكستى كه در جنگ با روم نصيبشان شده بود بسستى و ضعف دچار شده بودند . در آنوقت نزديك چهار قرن از بنياد دولت ساسانى ميگذشت و دولت ايران دچار پيرى و ضعف شده بود . ايرانيان در فلسفه و مذهب مقامى ارجمند داشتند و عربها مذهب مانى را از آنها اقتباس كردند . گروهى از دانشمندان يونانى كه ژوستينيان آنها را از آتن بيرون كرده بود فلسفه و علوم يونانى را در آن كشور رواج داده بودند . دولت ايران با امپراطورى چين و هندوستان روابط نزديك داشت و بسبب تماس با تمدن هند و چين در راه علم و معرفت پيشرفتى بسزا كرده بود . در آخر دورهء ساسانى روابط دولت با ملت خوب نبود و مردم بدولت خود علاقه‌اى نداشتند . پادشاهان ساسانى دين زردشت را كه مردم از آن بيزار بودند رواج دادند و پيشوايان آن را از نفوذ و تسلط برخوردار كردند چندان كه بر دولت و مجالس دربارى تسلط يافتند و با پيروان دينهاى ديگر از مسيحيان و صابيان و بودائيان بدرفتارى آغاز كردند و ضعف دولت ايران بنهايت رسيد و مقدمات انحلال آن فراهم آمد . هنگاميكه يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى بسلطنت رسيد وضع ايران چنين بود ،