ايران هجوم برد اما فتح اين كشورها بروزگار عمر انجام گرفت و ضمن سخن از خلافت عمر بشرح آن ميپردازيم .
ابو بكر بسال 13 هجرت وفات يافت و دورهء خلافتش دو سال و چند ماه بود .
عمر بن خطاب
نسب عمر به كعب بن لوى قرشى منتهى مىشود ، از طايفه بنى عدى بود و كنيهء ابو حفص داشت . بگفتهء طبرى عمر چهار سال پيش از جنگ فجار در مكه تولد يافت و خوب تربيت شد ، در فصاحت و صراحت ضرب المثل بود . در زمان كودكى گوسفندان پدر خود را ميچرانيد پس از آن بتجارت اشتغال جست و به شام آمد و رفت داشت . در ايام جاهليت سفارت قريش را به عهده داشت يعنى هنگامى كه قريش با ديگران در جنگ بودند او را بعنوان سفارت به اطراف مىفرستادند . عمر سخت نيرومند و آتشينخوى بود ، وقتى اسلام آورد اسلام خود را آشكار كرد زيرا معتقد بود كه در ميان مردم قريش كسى ياراى مخالفت با او ندارد .
عمر پس از اسلام در شمار ياران رسول بود و قسمتى از عمر خود را در راه اسلام صرف كرد . نسبت بكفار بسيار سختگير بود و دربارهء آنها سهلانگارى روا نمىداشت ، غالبا پيغمبر در كارها با او مشورت ميكرد . بعد از پيغمبر نيز ابو بكر كارها را به مشورت او انجام ميداد و حل اختلاف كسان را بعهدهء او ميگذاشت ، در جنگهاى عقبكرد عمر دست راست ابو بكر بود و در كار جمع قرآن نيز دخالت داشت چنان كه تفصيل آن بيايد .
بيعت با عمر
وقتى ابو بكر بيمار شد و بيماريش سخت شد ترسيد اگر بميرد و زمام خلافت را بدست كسى نسپارد پس از وى در ميان مسلمانان اختلاف رخ دهد و دشمنى و كينهجوئى پديد آيد و بهتر آن ديد كه كسى را بعنوان خلافت انتخاب كند . در ياران و نزديكان خود نظر كرد و دو تن را مناسب خلافت ديد يكى على و ديگر عمر . ابو بكر معتقد بود كه على ثبات و استقامت بىنظير