الدَّوائِرَ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
« 1 »
يعنى : اعراب صحرانشين كفر و نفاقشان سختتر است و در خور آنند كه حدود چيزى را كه خدا بر پيغمبر خود نازل كرد ندانند و خدا دانا و حكيم است . بعضى از اعراب چيزى را كه در راه خدا ميدهند مايه خسارت ميدانند و منتظرند كه كار شما دگرگون شود ، حوادث بد براى آنها باد و خدا شنوا و داناست .
جاهليت و اسلام
پروفسور برون ميگويد : " كار محمد دربارهء انتشار اسلام چندان آسان نبود هشت يا ده سالى كه پيش از هجرت در مكه گذرانيد دورهء يأس و نوميدى بود گروهى انگشتشمار از مسلمانان بر ايمان خود راسخ بودند و به آزار مخالفان اعتنا نداشتند و نوميدى به آنها راه نمىيافت . براى عربها و مخصوصا براى صحرانشينان چندان مشگل نبود كه خدايان خود را رها كرده از عادات موروثى دست بردارند ولى آنها از تكاليف و وظايفى كه اسلام براى پيروان خود مقرر ميداشت بيزار بودند و از وعيد قرآن نفرت داشتند و از قبول مقررات اسلام سر باز زدند . هنوز هم عرب صحرانشين به حالت سادگى باقى است و به چيزى عقيده ندارد تنها بماديات توجه دارد و هوش و ذكاوت وى در دايره معينى محصور است . سادگى فطرت و زودباورى و دلبستگى وى به آموختن چيزهاى تازه او را وادار نميكرد كه مسائل معنوى دين را بپذيرد بعلاوه اعتماد بنفس در او چندان نيرومند بود كه خود را به خدائى محتاج نميديد " گر چه تكاليف مادى اسلام از تكاليف مادى بتپرستى كمتر و آسانتر بود ولى بتپرستى وظايفى را كه اسلام بر پيروان خود مقرر داشته بود نداشت . بتپرستان به - نسبتى كه از بتهاى خود استفاده ميكردند درباره آن محبت ميكردند ولى اسلام بدانها
هامش
( 1 ) - سوره توبه آيه 98 و 99