تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
نون هم داراى تفشى است ، چون غنّهء بيشترى دارد . اگر كسى صاد و سين را به خاطر صفيرش با تفشى توصيف كرد ، لازم است زاى را هم داراى تفشى بداند ، چون مانند آن دو صفير دارد « 1 » . معناى تفشى : تفشى عبارت است از كثرت انتشار خروج هوا بين زبان و كام و همچنين گستردگى مخرج آن هنگام خروج هوا در تلفظ كه به مخرج حرف ديگرى اتصال يابد .

29 و 30 - « 2 » حروف « مصمته » [ داراى اصمات ] و « مذلقه » [ داراى اذلاق ] :

اين دو لقب « 3 » را « ابن دريد » براى اين حروف وضع كرده است . او مىگويد : طبق تفسير اخفش معناى اصمات چنين است : حروف مصمته حروفى هستند كه ممنوع است در بناى اصلى ( حروف اصلى ) كلمه ، به تنهايى بيايد و آن در كلماتى است كه حروف آن زياد باشد ؛ زيرا تلفظ اين كلمات در حالت گفتار دشوار است . بنابر اين ، حروف اصمات در كلمات بيش از سه حرف به تنهايى نمىآيد ، بلكه همراه آن ، حروف « مذلقه » نيز وجود دارد . پس حروف مصمته حروفى هستند كه به كارگيرى آنها به تنهايى ، در كلمات طولانى ممنوع است . صمت ؛ يعنى از گفتار خوددارى كرد . معنى حروف مذلقه طبق تعريف اخفش چنين است : حروفى است كه خروج آنها از تيغهء زبان و آن قسمت از لب‌هاست كه در پى آن مىباشد . تيزى هر چيزى ذلق آن نام
هامش
( 1 ) . همهء آواهايى كه مؤلف ذكر كرده است داراى تفشى است ، ولى شين بيش‌ترين مرتبهء تفشى را دارد . از اين رو ، بدون هيچ اختلافى ، تفشى صفت اختصاصى شين گرديده است . ابو شامه در ابراز المعانى ، ص 753 چنين آورده است : و از ديگر القاب ، حروف تفشى است كه چهار حرف جمع شده در كلمهء « مشفر » داراى تفشى است . اين حروف [ به ترتيب ] داراى غنّه ، تفشى ، تأفّف ، و تكرير هستند . به اين حروف ، تفشى گفته‌اند - گرچه تفشى مخصوص شين است - زيرا آنها با شين قرابت و نزديكى دارند ، به واسطهء تفشى شين ، صدا از آن انتشار مىيابد و مخرجش به مخارج ديگر حروف متّصل مىشود . ( 2 ) . اين دو صفت در الرعايه ، ص 110 نيز با هم آمده است و مؤلف از آن اقتباس كرده است . ( 3 ) . در نسخهء « ط » « اين دو لغت » وارد شده است .
التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 96 | محمد بن محمد الدمشقي ( ابن الجزري ) / ابوالفضل علامى / صفر سفيدرو