تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

26 - حرف « جرسى » :

همزه را « جرسى » ناميده‌اند ؛ زيرا سبب سنگينى و مشقت در گفتار است . به اين سبب قرائت آن را به تحقيق ، تخفيف ، بدل ، حذف ، بين بين و دادن حركت ، اجازه داده‌اند . جرس در لغت به معناى صوت است . خليل مىگويد : جرس يعنى صدا . جرست الكلام : به وسيلهء آن سخن گفتم ؛ « 1 » يعنى صدا در آوردم مثل اين كه حرف داراى آهنگ است ؛ يعنى هنگام تلفظ ، آهنگ آن را در آوردن . صداى همهء حرف‌ها با « جرس » همراه است ، ولى اين صفت در همزه بيش‌تر است و اين به سبب ثقيل بودن جمع بين دو همزه در يك يا دو كلمه است .

27 - حرف « مستطيل » [ داراى استطاله ] :

ضاد حرف مستطيل است . چون هنگام تلفظ ، در دهان گسترده شده و به مخرج لام متّصل مىگردد . علت گستردگى مخرج ضاد ، وجود صفات قوتى هم چون جهر ، اطباق و استعلاست كه موجب قوّت و گستردگى ضاد در خروج از مخرج است .

28 - حرف « متفشّى » [ داراى تفشّى ] :

شين حرف متفشّى است ؛ زيرا هنگام تلفظ آن ، هوا در مخرجش انتشار يافته تا به مخرج ظاء « 2 » متصل مىشود . گفته شده : ياء نيز صفت تفشّى دارد « 3 » . نظر من اين است كه « واو » هم تفشى دارد . گروهى حروف تفشى را هشت حرف مىدانند : ميم ، شين ، فاء ، راء ، ثاء ، صاد ، سين و ضاد . تفشى ميم به غنّه ، شين و ثاء به انتشار هوا در مخرج ، فاء به تأفّف ( اف گفتن ) ، راء به تكرير ، صاد و سين به صفير و ضاد به استطاله است . من اعتقاد دارم اگر حرف ميم به واسطهء غنّه تفشّى دارد ،
هامش
( 1 ) . خليل بن احمد در العين ، ج 6 ، ص 51 گفته است : جرس همان صدا و آواست . جرست الكلام ؛ يعنى به وسيلهء آن تكلّم كردم . . . و حروف جوفى ، يعنى واو ، ياء و الف ، صداى مستقلى ندارد ، ولى ساير حروف ، « مجروسه » هستند ( الرعايه ، ص 108 ) . ( 2 ) . در نسخه‌هاى اصلى كتاب و همچنين الرعايه ، ص 109 آمده است « به مخرج لام مىرسد » و در ابراز المعانى ، ص 753 آمده است : « به مخرج طاء مىرسد » . ( 3 ) . نسخه‌هاى اصلى كتاب و گفتار مؤلف كه « و واو هم تفشى دارد » حاكى از پذيرش تفشى ياء است ، ولى در الرعايه ، ص 110 « ثاء » به جاى ياء آمده است .
التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 95 | محمد بن محمد الدمشقي ( ابن الجزري ) / ابوالفضل علامى / صفر سفيدرو