كه رخاوت به معنى « لين » است و لين ضد شدت است . هنگامى كه يكى از صفات ضعف در حرفى باشد در آن حرف ، نشانهاى از ضعف است و اگر همهء صفات ضعف در حرفى باشد آن حرف ضعيفتر خواهد بود ، « 1 » مانند هاء كه داراى صفات همس ، رخوت و خفاء است كه هر يك از اين صفات از صفات ضعف است « 2 » .
هامش
( 1 ) . الرعاية ، ص 94 .
( 2 ) . سيبويه شدت را چنين تعريف مىكند : « حرفى است كه مانع جريان يافتن صدا در مخرج خود مىشود » . و رخوت : « حرفى است كه با آن صدا در مخرج جارى مىشود » . ( الكتاب ، ج 2 ، ص 406 ) .
تعريف آواى شديد نزد آوا شناسان جديد : آوايى است كه در تلفظ آن دو اندام از اندامهاى گفتارى ، مانند دو لب ، يا تيغهء زبان و لثه ، محكم با هم برخورد مىكنند ، به طورى كه مانع عبور هوا و نفس مىشود ، سپس هوا يك باره به سرعت خارج مىشود . هنگامى كه برخورد دو اندام [ در تلفظ حرفى ] محكم نباشد ، به طورى كه هوا براى خروج مانعى نداشته باشد آن را رخوت مىنامند . به آواى داراى رخوت « سايشى » و به داراى شدت « انفجارى » هم مىگويند ( كمال بشر ، الاصوات ، ص 100 ) . شكى نيست كه علماى زبان عربى شدت و رخوت را خوب مىشناختند . ابن يعيش در شرح المفصّل ج 10 ، ص 129 مىنويسد : اگر بگويى « الحقّ » ، « و الشّط » و بخواهى صداى قاف و طاء را بكشى غير ممكن است ؛ و رخوت آن حرفى است كه صداى آن در مجرايش جارى مىشود . آيا هنگام تلفظ : « هو المسّ » ، « الرّش » و « الشّحّ » و مانند آن ، با حرفهاى سين ، شين و حاء صدا را در جريان نمىيابى ؟
ابن سينا اين موضوع را چنان واضح توصيف كرده است كه به ما مجال ترديد نمىدهد . او در كتاب أسباب حدوث الحروف ، ص 17 در مورد صفت شدت « قاف » مىگويد : توليد قاف مانند توليد خاء است ، ولى با حبس تام ايجاد مىشود . و در ص 18 ، وقتى شين را با صفت رخوت معرفى مىكند ، مىگويد : شين دقيقا از مخرج جيم ادا مىشود ، ولى بدون حبس [ هوا در مجرا ] ؛ گو اين كه شين همان جيم است ، ولى بدون حبس هوا . آواشناسان نيز به اين حقيقت اعتراف دارند ( ر . ك : دكتر ابراهيم انيس ، ص 93 ، 94 ) .
يادآور مىشويم تقسيم دانشمندان زبان عربى دربارهء آواهاى داراى شدّت و رخوت ، اختلاف چندانى با تقسيم آواشناسان جديد ندارد و اين موضوع در جاى خود روشن خواهد شد .
آن چه توضيح آن ضرورى است اين است كه مولف ، حروف متوسطه ( بين شدت و رخوت ) را حذف كرده است . اين آواها همان گونه كه زبان شناسان عرب ذكر كردهاند ، « لم يروّ عنا » مىباشد ( سرّ الصناعه ، ص 69 ) .
ابن جزرى به پيروى از مكّى در الرعايه حروف متوسطه را نياورده است . چه بسا سكوت آنان در قبال