5 - حروف « نطعى »
: سه حرف طاء ، دال و تاء نطعى « 1 » است ؛ زيرا اين حروف از چين خوردگى جلو كام بالا تلفظ « 2 » مىشود ، از اين رو آنها را به « نطع » نسبت دادهاند .
6 - حروف « لثوى » :
اين حروف عبارتند از : ظاء ، ذال و ثاء . اين حروف را خليل بن احمد لثوى ناميده است ؛ زيرا از ناحيهء لثه خارج مىشوند « 3 » . لثه گوشتى است كه دندانها درون آن قرار دارد .
7 - حروف « ذلقى » :
به اين حروف « ذلقى » نيز مىگويند ؛ يعنى لام با سكون و فتحه خوانده مىشود . همچنين « ذولقى » هم گفته مىشود . اين حروف سه تاست : راء ، « 4 » لام و نون .
خليل بن احمد آنها را ذلقى ناميده است ؛ زيرا آنها را به مخرجشان نسبت دادهاند .
مخرج اين حروف تيغهء زبان است « 5 » . تيغهء زبان شامل تيزى نوك زبان هم مىشود .
8 - حروف « شفهى » :
به آن « شفوى » هم گفتهاند و آن سه حرف است : فاء ، باء و ميم ؛ زيرا اين حروف نيز به موضع صدور خود نسبت داده شدهاند ، و آن ميان دو لب است « 6 » .
9 - حروف « جوفى » :
حرفهاى واو ، الف و ياء جوفى است ؛ زيرا جوف قسمت پايانى مخرجشان است . ديگران - بجز خليل - همزه را نيز به اين حروف اضافه كردهاند ، براى اين كه مخرج آن سينه است كه متصل به جوف است .
هامش
( 1 ) . العين ، ج 1 ، ص 65 و الرعايه ، ص 114 .
( 2 ) . ر . ك : لسان العرب و قاموس ، واژهء « نطع » .
( 3 ) . اين آواها ارتباطى با لثه ندارند ، بلكه همانطور كه سيبويه در الكتاب ، ج 2 ، ص 405 آورده است :
« از تمام تيغهء زبان با دندانهاى ثنايا [ ى بالا ] تلفظ مىشود » . آواشناسان اين سه آوا را « دندانى » يا « ميان دندانى » شمردهاند كه به زودى بحث آن خواهد آمد .
( 4 ) . در نسخهء « د » به اشتباه « دال » نوشته شده است .
( 5 ) . العين ، ج 1 ، ص 65 و الرعايه ، ص 115 .
( 6 ) . العين ، ج 1 ، ص 65 و الرعايه ، ص 116 . باء و ميم از ميان دو لب « شفتين » خارج مىشوند ، ولى فاء از تماس درون لب زيرين و دندانهاى پيشين بالا تلفظ مىگردد . بنابر اين ، اطلاق حروف « شفهى » به آنها استعمال لفظى است كه فراتر از آن مورد نظر بوده است .