تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
وابسته است . لهات بين دهان و حلق قرار دارد « 1 » .

3 - حروف « شجرى »

: جيم ، شين و ضاد « 2 » شجرى هستند . آنها را شجرى ناميده‌اند ؛ زيرا به موضعى كه از آن خارج مىشوند ( گشادگى دهان ) نسبت داده شده‌اند . خليل بن احمد گفته است : [ الشّجر ] « 3 » مفرج الفم « 4 » ؛ يعنى محل باز شدن و گشادگى دهان . ديگران گفته‌اند : شجر موضع جمع شدن فك نزد « عنفقه » « 5 » است .

4 - حروف « اسلى »

: سه حرف صاد ، سين و زاى « 6 » ، اسلى است . نام گذارى اين حروف به حروف اسلى ، به سبب ارتباط آنها با موضعى است كه از آن خارج مىشوند و آن « اسلة اللّسان » ، يعنى باريكهء سر زبان است .
هامش
مخارجى جداگانه دانسته كه مجاور هم هستند ، بر خلاف نظر خليل كه آنها را از يك مخرج مىداند . ( 1 ) . لهات : در انتهاى نرم كام ( انتهاى سقف دهان ) واقع شده و زايدهء گوشتى كوچك و متحركى است كه از انتهاى كام به طرف پايين آويزان است ( دكتر احمد مختار عمر ، دراسة الصوت اللغوى ، ص 85 و دكتر كمال بشر ، الاصوات ، ص 71 ) . ( 2 ) . العين ، ج 1 ، ص 65 ، الرعايه ، ص 114 . دانشمندان زبان عربى براى ضاد مخرج ديگرى غير از مخرج جيم و شين قائل هستند . در لسان العرب و قاموس ، « شجر » را چنين تعريف كرده‌اند : شجر محل گشادگى دهان يا انتهاى آن ؛ دو گوشهء دهان كه محل پيوند لب بالا و پايين است ، يا محل تلاقى دو استخوان بر آمده آرواره كه در بنا گوش قرار دارد و يا ميان دو فك است . ( 3 ) . در نسخهء « س » اين كلمه حذف شده است . ( 4 ) . العين ، ج 6 ، ص 32 . ( 5 ) . عنفقه : موهايى است كه ميان لب پايين و چانه واقع است ( لسان العرب و قاموس ، واژه « عنفق » ) . ( 6 ) . العين ، ج 1 ، ص 65 ؛ الرّعاية ، ص 114 . دكتر ابراهيم انيس در الاصوات اللغويه ، ص 78 اين نام گذارى را چنين نقد كرده است : نام گذارى سين ، صاد و زاى به حروف اسلى ، به دليل ارتباط آنها با « اسلة اللسان » ، يعنى تيغه و سر زبان ، يك نوع اسراف در به كارگيرى اصطلاحات ، بدون هيچ توجيهى است ؛ زيرا هنگامى كه ما اين آواها را به ابتداى زبان يا تيغهء آن نسبت مىدهيم ، مجموعهء بزرگى از آواها را در مىيابيم كه از اين بخش زبان توليد و تلفظ مىگردند و اين مطلب به اين آواهاى سه گانه اختصاص ندارد ، بلكه آواهاى ديگرى نيز از آن موضع توليد مىشوند ، مانند تاء ، دال ، طاء ، لام ، راء ، نون ، بلكه ظاء ، ذال و تاء نيز از آن موضع توليد مىشوند .
التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 81 | محمد بن محمد الدمشقي ( ابن الجزري ) / ابوالفضل علامى / صفر سفيدرو