3 - مكسور است ؛ مثل قول پروردگار :
إِصْرِي
( آل عمران ، آيهء 81 ) . به اين الف ابتدا مىشود هم چنان كه در حالت وصل خوانده مىشود .
نوع سوم - الف قطع
« 1 » : در اسم به دو صورت است :
صورت اوّل : الف قطع در اوّل اسمهاى مفرد واقع شده و در حالت تصغير نيز ثابت است : اين الف در فاء ، عين و لام الفعل يافت نمىشود ، مثال آن كلمهء ( أحسن ) از عبارت
اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 2 » ( مؤمنون ، آيهء 14 ) است . الف قطع بدين سان از الف وصل جدا مىشود « 3 » .
صورت دوم : در اوّل بعضى از جمعها مىآيد و شناخت آن به حسن دخول الف و لام بر سر آن است ، ضمنا در فاء ، عين و لام الفعل اسم يافت نمىشود ؛ مانند
مُخْتَلِفاً أَلْوانُها
( فاطر ، آيهء 27 ) .
نوع چهارم - الف استفهام
: علايم شناخت آن مانند الف استفهام در افعال است .
هامش
( 1 ) . ابن انبارى ، ص 83 و ابن خالويه ، ص 69 .
( 2 ) . صورت كامل آيه اين است :. . . فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.
( 3 ) . ابن انبارى ، ( ص 83 ) مىگويد : الف « أحسن » در اسم مفرد ، الف قطع است ؛ زيرا در فعل وزن آن « أفعل » است . بنابر اين ، الف در غير فاء الفعل است ، و در تصغير آن گفته مىشود « أحيسن » و الف در حالت تصغير نيز يافت مىشود .