گفته مىشود : « مكّن » هنگامى كه زيادتى اراده شود .
اشباع : عبارت است از كامل آوردن حكم مطلوب با بيشتر و مضاعف نمودن اصل آن ، براى اشباع كننده . همچنين هنگامى كه قصد شود حركات بدون نقص و اختلاس « 1 » آورده شوند ، از آن استفاده مىشود .
ادغام : عبارت است از آميزش دو حرف و دگرگون شدن آن به صورت حرف واحد و مشدّد ، و كيفيت آن چنين است : حرفى كه قرار است در حرف ديگر ادغام شود ، به صورت مدغم فيه در آيد و هنگامى كه مثل آن گرديد همانندى حاصل شده است ، در اين حال به نظر همهء علماى قرائت ، حكم آن ادغام است . پس اگر به ابقاى صفتى از صفات مدغم حكم شود ، اين ادغام ، ادغام صحيح و كامل نيست ؛ زيرا شروط ادغام كامل نشده است و به اخفا شبيه است . ابو اصبغ مىگويد : « نام ادغام را برخى از علماى ما بر آن نهادهاند ، از جملهء آنها استاد ما « ابو العباس » « 2 » است كه رحمت خدا بر او باد » .
اظهار : ( ضد ادغام ) و عبارت است از جدا تلفظ كردن دو حرفى كه يك چيز واحد شدهاند به گونهاى كه تمام صفات هر يك از دو حرف آورده شود .
بيان : اصطلاح ديگرى براى اظهار است .
اخفا : عبارت است از اخفاى نون ساكن و تنوين نزد حروف مابقى . حقيقت اخفا ، از بين رفتن بخشى از نون ساكن است هنگام تلفظ آن ( نزد حروف ما بقى ) كه به صورت صدايى تركيب شده از خيشوم شنيده مىشود . به مخفى كردن حركت نيز اخفا گفته مىشود كه همان كاستى كشش صداى آن است « 3 » .
قلب : حكمى است مشهور از احكام چهارگانهء نون ساكن و تنوين ، و آن تبديل نون
هامش
( 1 ) . عبارت ابو أصبغ اين است : « و در تلفظ حركات به صورت كامل نيز استعمال كردهاند » .
( 2 ) . مقدمّه أبى الأصبغ ، ص 133 ب ، و أبو العباس : « او احمد بن خلف بن عيسون ، استاد بر جستهء قرائت و تجويد و يكى از اساتيد ابو اصبغ است ( متوفاى 531 ه . ق ) . » ر . ك : غاية النهاية ، ج 1 ، ص 52 .
( 3 ) . ر . ك : ابراز المعانى ، ص 42 .