باللّه » مىگويد ، يا « حيعل » هنگامى كه كسى « حىّ على الصّلاة » مىگويد .
تسميه : همان بسمله است . ( صرف آن چنين است ) : سمّى يسمّى تسمية . بنابر اين ، « مسمّ » ، يعنى او بسم اللّه گويان است . از تسميه به « فصل » نيز تعبير شده است .
فصل : الفى است كه بين دو همزه قرار مىگيرد و اين روش كسانى است كه بين دو همزه فاصله ايجاد مىكنند « 1 » .
مدّ : صداى حروف « مدولين » است و بر دو نوع طبيعى و عارضى است .
مدّ طبيعى : مدّى است كه ذات حرف مدّ بدون آن استوار نمىشود ، و مدّ عارضى : آن فزونى است كه به موجب سببى بر مدّ طبيعى عارض مىشود كه ان شاء اللّه در جاى خود از آن سخن خواهيم گفت .
مطّ : همان مدّ و اصطلاح دوّم آن است « 2 » .
لين : عبارت از صدايى است كه با حروف مدّ جريان مىيابد ، در حالى كه با مدّ طبيعى ممزوج و مرتبط و از يك ديگر جدا نمىشود . « لين » در واو و ياى ساكن ما قبل مفتوح جريان مىيابد ، همانطور كه « مدّ » در ياى ما قبل مكسور و واو ما قبل مضموم جارى مىشود .
قصر : چگونگى ادا يا قالب حرف « مدّولين » است و آن همان مدّ طبيعى است .
اعتبار : در بعضى از قرائات نام ديگر « قصر » است . بعضى از قرائتها حروف مدّولين قبل از همزه را « اعتبار » نام نهادهاند . پس اگر حرف مدّ و همزه از يك ديگر جدا باشند ، چيزى بر قالب حرف مدّ اضافه نمىشود .
تمكين : كيفيت و قالبى است كه « 3 » از آن به مدّ عرضى يا اضافى نيز تعبير مىشود .
هامش
( 1 ) . در قرائت ابو عمرو ، براى فصل و جداسازى دو همزه ، الفى ( فصل ) مىآورند كه مقدارش دو حركت است و آن را « ادخال » مىگويند ؛ يعنى ادخال الف بين دو همزه . م .
( 2 ) . ر . ك : لسان العرب و قاموس ، مادهء « مط » .
( 3 ) . در مقدمهء ابو أصبغ آمده است : « فهو عبارة عن الصيغة أيضا ، و قد يعبّر به . . . » .