( الظلماء ) از كلمهء ( الظلمة ) گرفته شده است كه جمع آن ظلمات است و در 26 جاى قرآن كريم آمده است .
الْعَظْمُ
: كه جمع آن عظام است و جمعا ( جمع و مفرد ) در چهارده جاى قرآن آمده است . « 1 »
امّا كلمه « لظى » : در اصل به معناى لزوم و اصرار است ، مىگويند : ألظّ بكذا ؛ يعنى در آن الزام و اصرار كرد ، و اين حديث نيز از مشتقات همين كلمه است : ( ألظوا بياذا الجلال و الاكرام ) ؛ « 2 » خودتان را ملزم كنيد و در كثرت دعا اصرار ورزيد » . به دليل لزوم عذاب ، بعضى از طبقات جهنم اين نام را گرفته است ، خداوند مىفرمايد :
وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ
( حجر ، آيهء 48 ) اين كلمه در دو جاى قرآن آمده است :
إِنَّها لَظى
( معارج ، آيهء 15 ) و
فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى
( ليل ، آيهء 14 ) .
كلمهء « الظهار » در بحث « ظهر و ظهيرها » مىآيد .
( الغلظ ) : در سيزده جاى قرآن كريم آمده است . « 3 »
( الوعظ ) : به معناى ترساندن از عذاب خداوند و ترغيب به اعمالى است كه رهنمون به بهشت است . خليل مىگويد : وعظ ، يعنى تذكر امور خيرى كه قلب را نرم مىكند . « 4 »
جمع « الموعظه » ، « مواعظ » است و جمع « العظة » ، « عظات » است . شبيه آن البته با حرف ضاد در اين آيهء شريفه است :
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ
( حجر ، آيهء 91 ) ؛ يعنى آن را تقسيم كرده و گفتهاند كه آن سحر ، شعر و پيش گويى و مانند اينهاست .
كلمه « الانظار » به معناى به تأخير انداختن است و در 22 جاى قرآن كريم آمده است . « 5 »
هامش
( 1 ) در المعجم المفهرس گفته شده كه در پانزده جا آمده است .
( 2 ) حديث در سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 201 آمده است . ترمذى مىگويد : حديث عجيبى است . ( جامع الاصول ، ج 4 ، ص 296 و النهاية ، ج 4 ، ص 252 ) .
( 3 ) ر . ك : المعجم المفهرس ، مادهء غلظ .
( 4 ) العين ، ج 2 ، ص 228 .
( 5 ) مولف در بحث كلمه « النظر » گفت كه در 86 جاى قرآن كريم از اين كلمه آمده است ، نيز درباره