امّا « الكظم » به معناى مخرج تنفس و فرو بردن خشم است ، در قرآن مجيد شش لفظ از اين كلمه آمده است « 1 » .
الْغَيْظِ
: به معناى شدّت غضب مىباشد و يازده مورد در قرآن آمده است ، « 2 » و شبيه آن « الغيض » به معناى تفرقه و جدايى است و در دو جاى قرآن ذكر شده است :
وَ غِيضَ الْماءُ
( هود ، آيهء 44 ) و
وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ
( رعد ، آيهء 8 ) .
الْعَظِيمِ
: به معناى جليل و بزرگ است ، 103 بار در قرآن كريم آمده است « 3 » .
الظَّنِّ
: به معناى تجويز دو امر مىباشد كه يكى از آنها نزديكتر از ديگرى است ، و به معناى شك و يقين « 4 » نيز مىآيد ، ظنّ در اين آيات شريفه به معناى شك است :
وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ
( فتح ، آيهء 12 ) ؛
وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
( احزاب ، آيه 10 ) و در اين آيات به معناى يقين است :
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
( بقره ، آيهء 46 ) ؛
فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها
( كهف ، آيهء 53 ) . مادهء ( ظنّ ) 67 بار « 5 » در قرآن كريم آمده است و شبيه آن در اين آيه شريفه است :
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ
( تكوير ، آيهء 24 ) در قرائت اين آيه اختلاف است . ابن كثير ، ابو عمرو و كسائى آن را با ظاء ، به معناى بد گمانى و اتهام
هامش
( 1 ) ( آل عمران ، آيه 134 ) ؛ ( يوسف ، آيهء 84 ) ؛ ( نحل ، آيهء 58 ) ؛ ( غافر ، آيهء 18 ) ؛ ( زخرف ، آيهء 17 ) و ( قلم ، آيهء 48 ) .
( 2 ) ر . ك : المعجم المفهرس ، مادهء غيظ ؛ شرح زكريا و القارى بر المقدمه ، ص 42 .
( 3 ) در تمام نسخهها و شرح زكريا و القارى ، ص 38 و لطائف الاشارات ، ص 233 چنين آمده است ، ولى در تحقيق اللطائف به آن اشاره نشده است و صحيح آن ، آن گونه كه در المعجم المفهرس مىباشد ، 113 مورد است و به چهار صورت آمده است : « يعظم ، يعظّم ، عظيم ، اعظم » .
( 4 ) ر . ك : ابن انبارى ، الاضداد ، ص 14 .
( 5 ) و همين گونه در لطائف الاشارات ، ص 233 و شرح زكريا و القارى ، ص 40 آمده است و در تحقيق اللطائف چنين آمده است : در قرآن كريم 72 مورد از كلمه « ظنّ » آمده است و آن را به المعجم المفهرس ارجاع دادهاند كه من آن را بر شمردهام و 69 مورد بود ، امّا دليل اختلاف را نمىدانم ؛ مثلا من در اين آيه :إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً( نجم ، آيهء 28 ) آن را دوبار حساب كردهام .