« الظّهر » : متضاد بطن است ؛ مانند
إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما
( انعام ، آيه 146 ) .
« الظّهار » : اين است كه مرد به زنش بگويد : ( أنت على كظهر أمى ) ؛ « 1 » مثل اين آيهء شريفه :
الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ
( مجادله ، آيهء 2 ) .
« الظّهر » : وقت زوال خورشيد و همان وقت نماز ظهر است ؛ مانند
وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
( روم ، آيه 18 ) .
« الظّهير » : همان معين و يارى دهنده است « 2 » ؛ مانند :
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ
( تحريم ، آيهء 4 ) . از كلمهء ظهر و مشتقات آن در 57 جاى قرآن كريم آمده است . « 3 »
كلمه « الظّفر » به معناى ناخن انگشتان دست و پاست ، ضبط آن « ظفر و ظفر » است ، و گاهى نيز كلمهء « اظفور » آورده شده است ؛ مانند اين شعر :
ما بين لقمته الأولى إذا انحدرت * و بين أخرى تليها قيد أظفور
جمع آن « اظفار و اظافير » است و گفتهاند كه « اظافير » جمع الجمع است و نيز گفتهاند كه آن جمع أظفور است ، و در يك جاى قرآن كريم آمده است :
وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ
( انعام ، آيهء 146 ) .
اينك كه تأليف اين كتاب به پايان رسيد . تذكر اين نكته لازم است كه پيش از نگارش اين كتاب مشغول نوشتن كتاب ديگرى بودم به نام « التوجيهات على اصول القرائات » ، بعد ديدم نوشتن چنين كتابى نياز است . از اين رو ، از نوشتن آن منصرف شدم تا تأليف اين كتاب را كامل كنم و اميد كه بتوانم آن را نيز تكميل كنم .
هامش
( 1 ) المفردات ، ص 474 و البحر ، ج 8 ، ص 232 .
( 2 ) ر . ك ، المفردات ، ص 474 .
( 3 ) اين ماده و مشتقات آن در 59 جاى قرآن كريم آمده است ( المعجم المفهرس ، مادهء ظهر ) .