ص . وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ . بَلِ الَّذِينَ [ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ ]
« 1 » ( ص ، آيهء 1 - 3 ) و مانند اينها .
وقف بر قبل از « بل » وقف كافى است ؛ زيرا براى خارج شدن از جملهاى و ورود به جملهء ديگر است و دو جمله از نظر لفظى به يك ديگر تعلق و وابستگى ندارند .
گفتارى دربارهء « حتّى »
: « 2 » آغازيدن تلاوت از « حتّى » جايز است ، در صورتى كه حتى [ حرف ابتدا باشد ؛ يعنى ] پس از آن ، جمله [ استينافى و جديد ] حكايت شود ؛ مانند اين كلام خداوند :
حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ
« 3 » ( مريم ، آيهء 75 ) ، يا
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ
« 4 » ( انبيا ، آيهء 96 ) ؛
حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها
( زمر ، آيهء 71 ) و همچنين « حتّى » يى كه پس از اين « حتّى » است « 5 » ، يا
حَتَّى إِذا ما جاؤُها
در ( فصّلت ، آيهء 20 ) و
حَتَّى إِذا جاءَنا
( زخرف ، آيهء 38 ) و مانند آنها .
دانى معتقد است : وقف در
حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ
« 6 » ( انبيا ، آيهء 95 ) وقف تام است ، امّا عمانى مىگويد : وقف كافى است ، و قول عمّانى به صواب نزديكتر است . « 7 »
هامش
( 1 ) ر . ك : نحاس ، ص 610 و زكريا و أشمونى ، ص 327 .
( 2 ) سخاوى ، ص 213 و لطائف الاشارات ، ص 260 ، و رجوع كنيد به وجه سوم از وجوه « حتّى » در مغنى ، ص 137 : و آن هنگامى است كه « حتّى » حرف ابتدا است ، يعنى حرفى كه پس از آن جملهء استينافى شروع مىشود .
( 3 ) تا وقتى ، آن چه به آنان وعده داده مىشود : عذاب ، يا روز رستاخيز را ببينند . م .
( 4 ) تا وقتى كه يأجوج و مأجوج [ راهشان ] گشوده شود . م .
( 5 ) در نسخهء « ط » اين عبارت نيز وارد شده است : « و همچنين « حتى » يى كه پس از آن ( حتّى اذا جاءوها شهد عليهم ) و ( حتّى اذا جاءنا قال ياليت ) و مانند اينها » . اين تحريف و اشتباه است . آيهء بعد از آن چنين است : « . . . حتّى اذا جاءوها و فتحت ابوابها . . . » .
( 6 ) و بر مردم شهرى كه آن را هلاك كردهايم ، بازگشتشان به [ دنيا ] حرام است . آيهء بعدى چنين است :حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ.
( 7 ) ابن انبارى ، ص 778 ؛ نحاس ، ص 480 و زكريا و أشمونى ، ص 252 .