تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ
( زخرف ، آيهء 16 ) ؛
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
( ص ، آيهء 28 ) ؛ هروى در ادب عرب اطلاعات گسترده‌اى داشت و بر شگفتىهاى آن آگاه بود . از اين رو ، آن چه گفته است صحيح و روشن است . زيرا عده‌اى گفته‌اند : « أم » در آيه شريفه
أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ
( ص ، آيهء 63 ) به معناى استفهام است ، و اجازه داده‌اند كه « أم » براى همزهء استفهام ( در جملهء قبلى ) :
أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا
( ص ، آيهء 63 ) معادله باشد ، البته بنا به قرائت كسانى كه همزه را همزهء قطع قرار داده‌اند . همچنين جايز دانسته‌اند كه اگر همزه ، همزه وصل قرائت شود ، « أم » ردّ قول طاغيان و سركشان در
ما لَنا لا نَرى رِجالًا
( ص ، آيهء 62 ) باشد « 1 » . عقيده نحويان بصره بر اين است كه در تمام اين مواضع ، « أم » منقطعه است ؛ زيرا آنان در تعريف « أم » منقطعه مىگويند : أم به معناى « بل » و همزه است ، گفته مىشود :
هامش
( 1 ) ( سوره ص ، آيهء 62 و 63 ) :وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ . أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ؛ و مىگويند : ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از اشرار مىشمرديم ، نمىبينيم ؟ . آيا آنان را [ در دنيا ] به تمسخر مىگرفتيم يا چشم‌ها [ ى ما ] بر آنها نمىافتد ؟ » . ابن كثير ، نافع ، عاصم ، ابن عامر و ابو جعفر در « الأشرار . أتّخذناهم » همزه را به عنوان استفهام ، به صورت همزهء قطع خوانده‌اند . ابو عمرو ، حمزه ، كسائى ، يعقوب و خلف « الأشرار . إتّخذناهم » را به عنوان خبر ، با همزهء وصل خوانده‌اند ( السبعه ، ص 556 ؛ الكشف ، ج 2 ، ص 233 و النّشر ، ج 2 ، ص 361 ) . ابن انبارى در ص 864 كتاب خود مىنويسد : كسانى كه « اتّخذناهم » را با حذف « الف » خوانده‌اند ، بر « الاشرار » وقف نكرده‌اند ، چون جمله تمام نيست ؛ زيرا « اتّخذناهم » حال است ، مثل اين كه گفته شود : قد اتّخذناهم . سجستانى مىگويد : صفت براى رجال است ، و اين خطاست ، چون صفت ماضى و مستقبل نمىتواند باشد و « أم » در اين صورت رد قول آنهاست كه مىگفتند : « ما لنا لا نرى رجالا » . كسانى كه الف « أتّخذناهم » را الف قطع مىدانند ، بر « الاشرار » وقف نموده‌اند . ( ابن انبارى ، ص 194 ؛ نحاس ، ص 615 ؛ الكشف ، ج 2 ، ص 233 ؛ الأزهيه ، ص 140 ؛ زكريا و أشمونى ، ص 33 ) .