أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
، و موارد ديگر نيز چنين است . « 1 »
گفتارى دربارهء « بل » « 2 » :
« بل » در قرآن بر دو گونه است : گاهى حرف اضراب و گاهى حرف عطف است ؛ مانند :
قام زيد بل عمرو . . اگر « بل » به معناى اضراب باشد ، ابتدا از آن جايز است . معناى اضراب عبارت است از : ترك و نفى كلام و روى گردانى از آن « 3 » ، بيشتر موارد كاربرد « بل » در قرآن به اين معناست . خداوند متعال فرموده است :
وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
( مؤمنون ، آيهء 62 ) ، پس از آن در جملهء بعدى فرمود :
بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا
« 4 » ( مؤمنون ، آيهء 63 ) .
همچنين در قرآن آمده است :
فَأَنَّى تُسْحَرُونَ . بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ
« 5 » ( مؤمنون ، آيهء 89 ، 90 ) . و نيز خداوند فرمود :
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ [ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ ]
« 6 » ( انبياء ، آيهء 42 ) ؛ و يا :
هامش
( 1 ) ر . ك : الكتاب ، ج 1 ، ص 491 و أمالى ، ج 2 ، ص 335 .
( 2 ) الكتاب ، ج 1 ، ص 216 ؛ ج 2 ، ص 346 ؛ الدانى ، ص 136 ؛ الأزهيه ، ص 228 ؛ رصف المبانى ، ص 153 ؛ المغنى ، ص 119 و اللطائف ، ص 257 .
( 3 ) ابن هشام در المغنى ، ص 119 ، 120 مىنويسد : اگر پس از « بل » جمله باشد ، به معناى اضراب است ، و اضراب يا « نفى و ابطال » است و يا انتقال از غرضى به غرض ديگر است . . . و اگر پس از « بل » مفرد باشد ، « بل » حرف عطف است .
( 4 ) [ نه ] بلكه دلهاى آنان از اين [ حقيقت ] در غفلت است . م .
وقف بر « يظلمون » از نظر أشمونى ، وقف كافى است ؛ زكريا ، ص 263 : آن را وقف صالح مىداند .
( 5 ). . . قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ . بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ؛ بگو پس چگونه دست خوش افسون شدهايد ؟
[ نه ] بلكه حقيقت را برايشان آورديم . و قطعا آنان دروغ گويند » . م . از نظر اشمونى وقف بر « تسحرون » وقف كافى است و زكريا ، در ص 264 كتاب خود : آن را وقف حسن مىداند .
( 6 ) بگو : چه كسى شما را شب و روز از [ عذاب ] رحمان حفظ مىكند ؟ [ نه ] بلكه آنان از ياد پروردگارشان روگردانند . م . ابن انبارى ، در ص 775 كتابش آورده است : وقف حسن است . نحاس ، در ص 474 كتابش مىگويد : وقف كافى است و زكريا و أشمونى ، نيز در ص 249 كتاب خود آن را وقف كافى مىدانند .