« ام » ابتدا گردد . در قرآن عظيم آمده است :
قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
« 1 » ( بقره ، آيهء 80 ) ، اگر « ام » را منقطعه قرار دهيم ، ابتدا از آن جايز است ، امّا اگر براى معادله باشد ، شروع با آن جايز نيست . سبب هر دو صورت مسأله را در التوجيهات ذكر كردهام ، به آن كتاب مراجعه كنيد « 2 » .
در مورد آيهء
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ [ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ
، ( بقره ، آيهء 108 ) ، سخاوى مىگويد : ظاهر اين است كه « أم » منقطع است و ابتدا از آن جايز است .
مىگويم : سخن سخاوى پسنديده است ، ولى ابو محمّد مكّى مىگويد : اين بعيد است ، چون در بيشتر جملات عرب ، « ام » منقطع هنگام شك و ترديد متكلم ، به كار مىرود كه اين برازندهء قرآن نيست .
من مىگويم : گفتهء ابو محمّد مكى به سخن سخاوى خدشهاى وارد نمىكند ، براى اين كه « أم » منقطعه ؛ ترك كلامى به سبب كلام ديگر است ، بلكه به معنى « بل » مىآيد و لازم نيست كه حتما پس از شك و ترديد باشد « 3 » .
در
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ
هامش
( 1 ) بگو : آيا با خدا چنين پيمانى بستهايد ، تا او خلاف پيمان خود نكند ؟ يا آن كه از روى نادانى چنين نسبتى به خدا مىدهيد ؟
( 2 ) سخاوى در ص 207 ب كتابش آورده است : اگر ام منقطعه باشد ابتدا از آن جايز است و اگر معادله باشد ، ابتدا به آن جايز نيست . تقدير معادله چنين است : كدام يك از اين دو ، واقعيت دارد : پيمان بستن با خدايا دروغ بستن به خدا ؟ امّا معناى استفهام : به اين صورت است كه خداوند مىداند كه كداميك از اين دو مسأله واقعيت دارد و آن گفتار يهود عليه خداست كه از روى نادانى است .
اشمونى در ص 42 كتاب خود مىنويسد :« فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ »محل وقف نيست ، براى اين كه قبل از « أم » متّصله قرار دارد و به ما بعدش نيازمند است . در واقع ما قبل و ما بعد « ام » ، به منزلهء كلام واحدى است . امّا نحاس ، در ص 150 كتابش وقف بر « عهده » را وقف صالح قرار داده است .
( 3 ) آيه 107 بقره. . . وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ. ابن انبارى در ص 528 كتاب خود گفته است :
وقف بر « و لا نصير » وقف حسن است و نحاس ، ص 158 ، زكريا ، ص 46 ، مانند او ، نظر دادهاند ، ولى أشمونى مىگويد : در « و لا نصير » وقف تام است ؛ زيرا كلام بعد از آن با استفهام شروع مىشود ( سخاوى ، ص 208 ) .