گفتارى پيرامون « أم » : « 1 »
« أم » براى معادله به كار مىرود و معادله بر دو نوع است : معادله براى همزهء استفهام ، معادله براى همزهء تسويه .
تعريف معادله : دو اسمى را گويند كه درباره آنها سؤال شده باشد كه بر سر يكى از آنها همزه و بر ديگرى « أم » قرار مىگيرد ، در پرسش از انجام فعل نيز چنين است .
مثال اوّل ( با اسم ) ؛ مانند « أشرب زيد أم عمرو ؟ » ، يعنى كدام يك از آنها نوشيدند ؟ با فعل ؛ مانند « أصرفت زيدا أم حبسته ؟ » « 2 » با يكى از دو فعل ، همزه و با ديگرى « أم » به كار رفته است . مثال دوم با همزهء تسويه است كه در اين صورت « أم » با همزهء استفهام مساوى است ؛ مانند ( سواء على أزيد فى الدار أم عمرو ) « 3 » لفظ « تسويه » همان لفظ استفهام است در حالى كه خبر است ؛ مانند « اختصاص » كه با لفظ ندا مىآيد ولى ندا نيست . معناى « تسويه » اين است كه به يك سان بودن دو چيز خبر داده شود ، مانند اين كه كسى بگويد : سواء علىّ أيّهما قام ، و استوى عندى عدم العلم بأيّهما فى الدّار ، « 4 » يا مانند قول پروردگار :
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ
« 5 » ( بقره ، آيهء 6 ) ، و يا
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا
« 6 » ( ابراهيم ، آيهء 21 ) .
« ام » در هر دو نوع معادله ، حرف عطف است ، أم گاهى « منقطعه » بوده و به معناى « بل » است . آن را منقطعه ناميدهاند ؛ زيرا ما بعد آن از ما قبلش جدا و منقطع است در
هامش
( 1 ) الكتاب ، ج 1 ، ص 491 ؛ ألازهيه ، ص 131 ، أمالى ابن الشجرى ، ج 2 ، ص 333 ؛ شرح الكافية الشافيه ، ج 3 ، ص 1212 ؛ سخاوى ، ص 207 ب ، رصف المبانى ، ص 93 و المغنى ، ص 40 .
( 2 ) آيا زيد را مرخّص كردى يا حبس نمودى ؟ . م .
( 3 ) براى من مساوى است كه زيد در خانه باشد يا عمرو . م .
( 4 ) براى من يك سان است كه كداميك از آن دو برخاستند و نزد من يكسان است كه ندانم كدام يك از آن دو در خانه است . م .
( 5 ) بر كافران يكسان است كه آنها را انذار كنى يا انذار نكنى . م .
( 6 ) چه بىتابى كنيم ، چه صبر نماييم براى ما يكسان است . م .