ابتدا مىشود . همچنين وقف بر
. . . وَ لا لِآبائِهِمْ
تام است و از
كَبُرَتْ كَلِمَةً
« 1 » ابتدا مىشود . اين مورد و موارد شبيه آن نزد اهل تأويل ، وقف تام است .
در بعضى موارد بنا به قرائتى وقف « تام » و به قرائت ديگر ، وقف « حسن » است ، مانند وقف بر
إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
، اين جا به قرائت كسانى كه اسم جلالهء بعدى را رفع دادهاند :
اللَّهَ الَّذِي
( ابراهيم ، آيهء 1 و 2 ) وقف تام است و اگر اسم جلاله نعت و صفت باشد وقف حسن « 2 » است . همچنين در
مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً
به قرائت كسانى كه خاء را در
اتَّخِذُوا
( بقره ، آيهء 125 ) كسره دادهاند وقف تام است ، « 3 » و به قرائت ديگر قاريان ، وقف كافى است . « 4 »
گاهى وقف ، به معنايى تام است و به معناى ديگر غيرتام است ؛ مانند قول خداوند :
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
( آل عمران ، آيهء 7 ) با اين فرض كه ما بعد آن ، جملهء استينافى
هامش
( 1 ) در نسخهء « ط » « كبرت » است . آيات 4 و 5 سورهء كهف چنين است :وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً .ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً؛ و كسانى را كه گفتهاند خداوند فرزندى گرفته است ، هشدار دهد ، نه آنان و نه پدرانشان به اين [ ادّعا ] دانشى ندارند بزرگ سخنى است كه از دهانشان بر مىآيد . [ آنان ] جز دروغ نمىگويند ( ر . ك : ابن انبارى ، ص 756 ؛ نحاس ، ص 443 ؛ زكريا و أشمونى ، ص 229 ) .
( 2 ) نافع ، ابن عامر و ابو جعفر بنا به استيناف و آغاز جمله ، لفظ جلاله را رفع دادهاند . ساير قرّاء عشره ، لفظ جلاله را به جرّ و كسره خواندهاند به عنوان بدل از « العزيز » . أبو زرعه در حجة القرائات ، ص 376 مىنويسد : جايز نيست گفته شود : نعت براى حميد است . بلكه اين مورد مانند اين است كه كسى بگويد : مررت بزيد الظّريف . پس اگر گفته شود : بالظريف زيد . اين بدل است نه نعت ( ابن انبارى ، ص 739 ؛ نحاس ، ص 414 ؛ سخاوى ، ص 205 ؛ بحر المحيط ، ج 5 ، ص 404 ؛ عكبرى إملا ما منّ به الرحمن ، ج 2 ، ص 65 ؛ السّبعه ، ص 362 ؛ الكشف ، ج 2 ، ص 25 و النّشر ، ج 2 ، ص 298 ) .
( 3 )وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّىو چون خانهء [ كعبه ] را براى مردم محل اجتماع و [ جاى ] امنى قرار داديم ، [ و فرموديم : ] در مقام ابراهيم ، نماز گاهى براى خود اختيار كنيد » . م .
( 4 ) نافع و ابن عامر « و اتّخذوا » را به فتح خاء ( بنابر خبرى بودن آن ) خواندهاند ، ولى قاريان ديگر آن را امر قرار داده و به كسر خاء قرائت كردهاند ( السّبعه ، ص 170 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 263 ؛ النّشر ، ج 2 ، ص 222 ؛ ابن انبارى ، ص 532 ؛ نحاس ، ص 162 و زكريّا و أشمونى ، ص 48 ) .