اختلاف دارند ، كه غنّه از آن نون است يا ميم ؟ ابن كيسان و دوستانش نظر دادهاند كه غنّه براى نون است ، ولى دانى و ديگران غنّه را از ميم دانستهاند . من نيز نظر دانى را تأييد مىكنم ؛ چون كه لفظ نون در ادغام از بين مىرود و مخرج آن به ميم تبديل مىشود . بنابراين ، غنّه از آن ميم است . « 1 »
چهارم - اقلاب :
معنى اقلاب پيشتر آمده است . اگر بعد از نون ساكن و تنوين ، باء بيايد به « ميم بدون ادغام » قلب مىشود ؛ مانند
أَنْ بُورِكَ
( نمل ، آيهء 8 ) ؛
أَنْبِئْهُمْ
( بقره ، آيهء 33 ) و
جُدَدٌ بِيضٌ
( فاطر ، آيهء 27 ) و غنّه در اين مورد ظاهر مىشود . سبب اقلاب اين است كه ميم و نون در صفات غنّه و جهر ، همانند هم هستند و ميم در مخرج با « باء » مشاركت دارد .
هنگامى كه نون قبل از باء قرار گيرد و ادغام آنها به سبب دورى دو مخرج ، ممكن نباشد ، به ناچار به چيزى شبيه باء ؛ يعنى ميم تبديل مىشود . پس نون به ميم تبديل شده است ؛ زيرا ميم با نون و باء همانندى دارد . « 2 »
پنجم - اخفاء :
نون ساكن و تنوين نزد بقيهء حروف كه پانزده حرف است ، « 3 » اخفا مىشود . اين حروف در اوّل كلمات اين بيت آمده است :
هامش
( 1 ) السبّعه ، ص 126 ؛ التحديد ، ص 97 ب ؛ الرعايه ، ص 238 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 112 النّشر ، ج 2 ، ص 25 و الممتع ، ص 697 .
نظرى كه ابن جزرى بدان گرايش دارد همان است كه بررسىهاى جديد دربارهء آواها ، آن را تأييد مىكند ، يعنى نون با انتقال مخرجش به لبها به ميم تبديل مىشود بنابراين ، نون وجود خارجى ندارد و غنّه از آن ميم مشدّد است .
( 2 ) تفاوت نون با « باء » در مخرج و صفت خيشومى آن است . اگر نون ساكن قبل از باء بيايد با تبديل شدن نون به ميم كه در مخرج با « باء » موافق است ( در حالى كه غنهء نون نيز باقى مىماند ) به باء نزديك مىشود ؛ زيرا ميم فقط در مخرج با نون تفاوت دارد و تفاوت آن با « باء » تنها در صفت غنّه است كه نون نيز آن را دارد .
( 3 ) معناى اخفاء : انتقال مخرج نون ساكن به مخرج آوايى است كه نون با خروج صدايش از بينى ، نزد آن اخفا مىشود . بنابراين ، نون ساكن اخفا شده در ذال ، مخرجش از ميان دندانهاست ، در حالى كه خروج هوا از بينى مىباشد . . .