من نيز به همين صورت بر تمام اساتيدم . - به جز قرائت ابو جعفر و مسيّبى « 1 » - قرائت كردهام .
هامش
ولى هنگامى كه مىگويى « منه » و « عنه » ، مخرج اين نون ، تيغهء زبان است و همراه آن غنّهاى از خيشوم خارج مىشود ؛ زيرا نون بدون اخفا بوده و غنهء آن آشكار است .
مولا قارى در المنح الفكريه ، ص 47 ، پس از نقل كلام ابن جزرى در اين زمينه ، مىنويسد : به عقيدهء من ممكن است اين نزاع لفظى باشد ، زيرا كسانى كه معتقدند غنّه باقى مىماند ، منظورشان اين است كه اصل غنّه از نون جدا نيست و افرادى كه به حذف غنّه معتقدند ، عدم ظهور آن را اراده كردهاند .
نحويان سقوط غنّه را ترجيح مىدهند . سيبويه در الكتاب ، ج 2 ، ص 415 مىنويسد : موضع [ نون ] با همزه ، هاء ، عين ، حاء ، غين و خاء ، در دهان آشكار و معلوم است . ابو على در التكمله ، ص 278 مىگويد : نون با حروف حلقى آشكارا تلفظ شده و مخرج آن در دهان است . ابن مالك هنگام ذكر حروف اخفا ، مىآورد كه : داراى غنّه است ( شرح الكافيه الشافيه ، ج 4 ، ص 2194 ) .
ابن عصفور در الممتع ، ص 699 مىگويد : « نون به سبب دورى مخرج آن از همزه ، هاء ، عين و حاء ظاهر مىشود و ادغام يا اخفا نمىشود ، و نيز تلفظ حروف حلقى سختتر و مشكلتر از ساير حروف است و در تلفظ آن بايد اندامهاى گفتارى بيشتر به كار گرفته شود . بنابراين ، به تكيه گاههايى در زبان نياز دارند . مخرج نون ساكن در حالت اخفا ، خيشوم است و تلفظ آن سخت نيست و تكيهگاهى نيز ندارد . بنابراين ، نون ساكن اگر قبل از حروف حلق واقع شود ، تلفظ آن با حروف حلقى مشكل است ؛ زيرا نون به استقرار و تكيهگاه نيازى ندارد ، در حالى كه حروف حلقى به استقرار و تكيهگاه نياز دارند . از اين رو ، اگر نون قبل از حروف حلقى آشكار شود ، تلفظ آن امكان پذير است ؛ زيرا نون بيّن و آشكار ، مخرجش از موضع زبان است . بنابراين ، نون نيز مانند ساير حروف موضع زبان ، استقرار و تكيهگاه مىطلبد » . اين همان چيزى است كه نحويان در تلفظ نون آن را ترجيح دادهاند . دكتر ابراهيم انيس دربارهء نون چنين مىگويد : « غنّه عبارت است از كشيدن آواى نون با كشش موسيقى دلنشين . پس زمانى كه تلفظ نون با غنّه كشيده مىشود ، بيشتر وقتها دو برابر زمانى است كه نون اظهار شده مىطلبد .
اين كار تنها براى جلوگيرى از فناى نون در آواهاى ديگر است . تفاوت نون اظهار شده و نون داراى غنّه در كميّت است و همچنين در دگرگونى و ميل آن به محلّ توليد آواى مجاور مىباشد » .
( الاصوات اللغويه ، ص 59 )
( 1 ) در نسخهء « ط » « مسيّب » آمده است كه اشتباه است . ابو جعفر يزيد بن قعقاع ، اهل مدينه ، پيشواى قرائت و استاد « نافع » بوده است . او يكى از قرّاى عشره است . در سال 130 ( ه ق ) در گذشته است .
( غاية النهاية ، ج 2 ، ص 382 ) ، و مسيبى همان اسحق به محمّد ، اهل مدينه است . . . پيشوايى بزرگوار و متخصص در قرائت نافع است . در سال 206 ( ه ق ) در گذشته است ( غاية النهايه ، ج 1 ، ص 157 ) .