تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
اين ، ادغام آنها پسنديده است . « 1 » هنگامى كه نون ساكن و واو و ياء در يك كلمه باشند ، ادغام جايز نيست ، مانند
الدُّنْيا
( بقره ، آيهء 85 ) ؛ و
صِنْوانٌ
( رعد ، آيهء 4 ) ؛
قِنْوانٌ
( انعام ، آيهء 99 ) و
بُنْيانٌ
( صف ، آيهء 4 ) ؛ براى اين كه با كلماتى كه در اصل ، مضاعف هستند شبيه نشوند ؛ مانند صوّان و ديّان « 2 » . « اهل اداء » در مورد غنّه‌اى كه هنگام ادغام تنوين و نون در ميم ، ظاهر مىشود
هامش
( 1 ) مكّى احكام نون را شش حكم قرار داده است ، زيرا در نظر او ، حكم نون و ميم از واو و ياء جداست . پس ادغام نون و تنوين در نون و ميم : « با اظهار غنّه در خود حرف اوّل همراه است ، از اين رو ، تشديد اين ادغام كامل نيست ، زيرا بخشى از حرف كه غنّه است ، در آن باقى است . . . . سبب ادغام نون در نون ، اجتماع دو حرف همانند است كه اوّلى ساكن است ، و سبب ادغام نون در ميم ، مشاركت اين دو ، در صفت غنّه است كه به سبب اين مشاركت به هم نزديك شده و ادغام آنها پسنديده است » . گفتهء مكّى را بررسىهاى دقيق و آواشناسى تأييد مىكند . ياد آور مىشوم كه در ادغام تنوين يا نون در ميم ، مخرج نون از لثه به لب‌ها انتقال مىيابد . سپس مكّى مىگويد : نون و تنوين در ياء و واو ادغام مىشوند در حالى كه در دو كلمه باشند كه با اظهار غنه در تلفظ مشدّد همراه است ، ولى غنّه در خود حرف اوّل نيست . غنّه در اين جا - آن گونه كه در ادغام نون در نون و ميم بود - در خود حرف اوّل نيست ؛ زيرا هنگامى كه حرف اوّل در ياء ادغام شد ، به ياء تبديل مىشود و غنّه‌اى در ياء نيست و همچنين هنگامى كه نون در واو ادغام شد ، به واو تبديل شده و آن غنّه‌اى ندارد . بنابراين ، غنّه ما بين دو حرف قرار مىگيرد نه در خود حرف اوّل . در حالى كه در ادغام نون در ميم و نون ، غنّه در خود حرف ساكن ظاهر مىشود . پس جايز است كه غنّه ادغام شده ، و در دو حرف ياء و واو ظاهر نشود ( الرعايه ، ص 237 - 239 ) . ( 2 ) در اين باره در نسخ خطى خلط مبحث شده است و جملات مؤلف واضح نيست . در نسخه‌هاى « س و د » آمده است « مانند « دنيا » و « صنوان » تا شبيه كلماتى نشود كه در اصل مضاعف هستند ؛ مانند صوان و ديان » . در نسخهء « ط » همين عبارت موجود است به اضافه « قنوان » و « بنيان » . اين دو مثال در « الرعاية » نيز آمده است . ملاحظه مىشود كه لفظ « دنيا » در قرآن بدون الف و لام معرفه نيامده است . همچنين كلمات چهارگانه‌اى كه ذكر شد هنگام ادغام به كلماتى شباهت پيدا نمىكند كه در اصل مضاعف بوده‌اند ، به جز « صنوان » ، آن هم در قرائت كسانى كه « صاد » را با ضمّه خوانده‌اند كه « صوّان » مىشود . امّا سه كلمه ديگر [ در زبان عربى ] مقابل مضاعف ندارند تا همانند آن شوند . همچنين لفظ « ديان » كه در تمام نسخ آمده در مقابل « دنيا » نيست ، مسأله در « بنيان » نيز چنين است . همانطور كه مىبينيد عبارت نسخ خطى گويا نيست هر چند آيهء اوّل را قبول كنيم . ( ر . ك : النشر ، ج 2 ، ص 25 ) .