62 ) ؛
يَنْأَوْنَ
« 1 » ( انعام ، آيهء 26 ) ؛
غُثاءً أَحْوى
( اعلى ، آيهء 5 ) ؛
مِنْ هادٍ
( رعد ، آيهء 33 ) ؛
جُرُفٍ هارٍ
( توبه ، آيهء 109 ) ؛
الْأَنْهارُ
( بقره ، آيهء 25 ) ؛
مِنْ عِنْدِ
( بقره ، آيهء 79 ) ،
أَنْعَمْتَ
( فاتحه ، آيهء 7 ) ؛
جَنَّةٍ عالِيَةٍ
( حاقه ، آيهء 22 ) ،
مِنْ حَكِيمٍ
( فصّلت ، آيهء 42 ) ؛
غَفُورٌ حَلِيمٌ
( بقره ، آيهء 225 ) ؛
وَ انْحَرْ
( كوثر ، آيهء 22 ) ؛
مِنْ غَفُورٍ
( فصّلت ، آيهء 32 )
فَسَيُنْغِضُونَ
( إسراء ، آيهء 51 ) ؛
مِنْ ماءٍ غَيْرِ
( محمّد ، آيهء 15 ) ؛
مِنْ خَوْفٍ
( قريش ، آيهء 4 ) ،
وَ الْمُنْخَنِقَةُ
( مائده ، آيه 3 ) و
عَلِيمٌ خَبِيرٌ
( لقمان ، آيهء 34 ) .
علت اظهار نون ساكن و تنوين در كنار حروف حلقى اين است كه مخرج نون و غنّه از مخارج حروف حلقى دور است ، در حالى كه در بيشتر كلمات ، ادغام به دليل نزديكى مخارج صورت مىگيرد .
بنابراين ، هنگامى كه مخارج از يك ديگر دور باشد ، اظهار كه اصل است ، واجب مىشود ، برخى از قرّاء در كتابهايشان نوشتهاند كه غنّهء نون و تنوين ، هنگام اظهار باقى مىماند . شيخ « الدانى فارس بن احمد » در رسالهء خود مىنويسد ؛ اين دو ، هنگام اظهار غنّه ندارند و اين ، روش نحويان است كه به اين مطلب در كتابهايشان تصريح كردهاند . « 2 »
هامش
غين و خاء اختلاف است . ابو جعفر نون ساكن و تنوين را نزد غين و خاء با اخفا قرائت كرده است ، در حالى كه بقيهء قرّاء به اظهار خواندهاند . . . همچنين در النّشر ، ج 2 ، ص 23 ، مىگويد : علّت اخفاى نون ساكن و تنوين ، نزديك بودن غين و خاء به حروف « عقب زبانى » ؛ يعنى قاف و كاف است ( ر . ك : الكتاب ، ج 2 ، ص 415 و التكمله ، فارسى ، ص 278 ) .
( 1 ) « و ينأون » در نسخههاى ( س و د ) نيست ، ولى در نسخهء « ط » موجود است . البته وجود آن لازم است ، زيرا مؤلف براى هر حرفى از حروف اظهار ، سه مثال آورده است . براى نون : در دو كلمه ، يك كلمه ، و تنوين .
( 2 ) مكّى معتقد است كه هنگام اظهار نون ، غنّه باقى مىماند . وى در الكشف ، ج 1 ، ص 166 مىنويسد :
« غنّه با اخفا ، ظاهر مىشود . همان گونه كه با اظهار چنين است ؛ زيرا اخفا ، مانند اظهار است . مكّى همچنين در الرعايه ، ص 242 مىگويد : هنگامى كه مىگويى « عنك » و « منك » ، پس مخرج اين نون فقط از خيشوم است ، زيرا نون نزد كاف اخفا مىشود ، در حالى كه غنّه آن باقى و ظاهر است .