سخن دربارهء صفات و اسباب آن گذشت و در اين جا نياز به تكرار آن نيست . الف هميشه ساكن ، و ما قبل آن هميشه مفتوح است . الف حالاتى منحصر به فرد دارد كه در ديگر حروف وجود ندارد . اگر منقلب از حروف ديگرى نباشد ، زايد است و اگر منقلب از حرفى ديگر باشد ، جزء حروف اصلى كلمه قرار مىگيرد : الف منقلب از واو مانند « قال » و از ياء ، مانند « جاء » و از همزه ، مانند « سال » .
همچنين در حالت وقف ، به جاى تنوين منصوب واقع مىشود ، و اگر بعد از يكى از حروف استعلا بيايد ، نبايد تفخيم شود و سخن در اين باره گذشت .
هنگامى كه الف بعد از لام مفخّم بيايد ، ترقيق مىشود ، مانند
إِنَّ اللَّهَ
( بقره ، آيه 20 )
الصَّلاةَ
( بقره ، آيهء 3 ) و
الطَّلاقَ
( بقره ، آيهء 227 ) ، البته در قرائت ورش . پس « لام » ، تغليظ شده و الف بعد از آن ترقيق مىشود ، ولى بعضى از مردم در تغليظ و ترقيق الف ، آن را مانند لام تلفظ مىكنند كه پسنديده نيست « 1 » ، و اگر بعد از الف همزه بيايد ، نبايد الف تفخيم شود ، بلكه با مدّ تلفظ مىشود ، امّا غير عرب آن را تفخيم مىكند كه قبيح و ناپسند است .
ياء
« 2 » چنان كه گذشت ، ياء از مخرج جيم و شين ؛ يعنى سومين مخرج از مخارج دهان تلفظ مىشود . ياء حرفى داراى جهر ، رخوت ، انفتاح و استفال شديد است و درباره مدّ آن نيز سخن خواهيم گفت . « 3 »
هامش
( 1 ) از نظر بيشتر زبان شناسان عرب و تجويد ، الف در تفخيم و ترقيق از حرف ما قبل خودش پيروى مىكند ، البته مؤلف در كتاب النشر به اين موضوع اشاره كرده است و محقق كتاب در بحث صفات حروف و سبب نام گذارى آنها در صفت بيست و يكم به آن اشاره كرد . نيز مراجعه كنيد به پاورقىهاى حرف « خاء » . م .
( 2 ) الرعاية ، ص 153 ؛ التحديد ، ص 102 و اللطائف ، ص 225 .
( 3 ) ياء مانند حرفى از حروف صامت ؛ يعنى غير از حروف علّه ، مخرج و صفات آن ، همان گونه