ثالِثُ
( مائده ، آيهء 73 ) و
ثامِنُهُمْ
( كهف ، آيهء 22 ) و مانند اينها .
هر گاه ثاء تكرار شود ، براى پرهيز از اين كه كلام مخفى شود ، آشكار كردن آن لازم است ؛ مانند
ثالِثُ ثَلاثَةٍ
( مائده ، آيهء 73 ) .
و بالاخره اگر ثاء ساكن ، قبل از يكى از حروف استعلا در آيد ، به سبب ضعف ثاء و قوّت حرف استعلا كه پس از آن واقع مىشود ، آشكار كردن ثاء واجب است ؛ مانند
أَثْخَنْتُمُوهُمْ
( محمد ، آيهء 4 ) و
إِنْ يَثْقَفُوكُمْ
( ممتحنه ، آيهء 2 ) و مانند آن « 1 » .
جيم « 2 »
همانطور كه قبلا گفتيم جيم از سوّمين مخرج دهان خارج مىشود ( ما بين وسط زبان و وسط كام [ بالا ] ) .
جيم داراى صفات جهر ، شدت ، انفتاح ، استفال و قلقله است ، به هنگام تلفظ آن بايد حق صفاتش ادا شود . « 3 » اگر جيم داراى سكون لازم باشد ، بايد مراقبت شود تا به شين
هامش
( 1 ) . التحديد ، ص 105 ب ، قسطلانى دربارهء اين حرف اضافه كرده است : « تميز ثاء از تاء معلوم و مشخص است » . بعد نمونههايى از كلمات قرآن كه با ثاء آمده و بار ديگر با تاء آمده است را آورده است . ( اللطائف ، ص 241 - 244 ) .
( 2 ) . الرعايه ، ص 150 ؛ التحديد ، ص 102 و اللطائف ، ص 225 .
( 3 ) . دانشمندان معاصر و علماى گذشته در تعيين مخرج جيم و صفات آن ، به جز شدت ، اختلافى ندارند .
دكتر انيس در ( الاصوات اللغويه ، ص 65 ) مىگويد : « حرف جيم را آن طور كه در حال حاضر از قاريان برجسته مىشنويم ، صدايى مجهور است و چنين توليد مىشود : هوا از حنجره گذشته ، تارهاى صوتى را به ارتعاش در مىآورد ، بعد وارد حلق و دهان مىشود تا به مخرج آن مىرسد ، كه محل چسبيدن جلو زبان با سخت كام است . تماس اين دو اندام چه بسا مجراى هوا را مىبندد . وقتى كه اين دو عضو به كندى از هم جدا مىشوند ، صدايى نزديك به انفجار شنيده مىشود كه همان جيم عربى فصيح است . بنابراين ، جدا شدن دو اندام در اين جا كمى كندتر از ديگر حروف داراى شدت است . به همين دليل مىتوان جيم عربى فصيح را ، صدايى با شدت كم ناميد » . ( همچنين :
ر . ك : ص 82 ) . دكتر كمال بشر ، ص 124 ؛ دكتر احمد مختار ، ص 271 ، جيم را آوايى « بين شدت و رخاوت » شمردهاند .