يك جنگافزار همراه دارد و بيشتر ابزار كار ، تيشه ، اره ، پتك ، و مانند آنها را نيز بر خود مىآويزند ، با خنجر و سپر مىجنگند ، شمشير را مىبندند ، گرز و آلتى مانند دشنه را مىآويزند و پياده مىجنگند ، به ويژه اينان كه تازه آمدهاند . زيرا اينان سوار كشتى از دريائى كه در مرز كشورشان است گذشته ، به رودخانهاى بزرگ كه « كر » خوانده مىشود در مىآيند ، كه از كوههاى آذربايجان و ارمنستان گذشته به دريا مىريزد . اين همان رود « برذعه » است كه به دجلهاش همانند كنند .
چون ايشان به « كر » رسيدند دولت مرد مرزبان [ 1 ] كه جانشين او در « برذعه » بود با سيصد مرد ديلمى و همين اندازه از كردان و سالوكان [ 2 ] جلو ايشان بگرفت و از تودهء مردم داوطلب خواست ، پس پيرامن پنجهزار تن گرد آمدند ، كه چون سختجانى روسها را نمىدانستند مغرور بودند و ايشان را همانند ارمنيان و روميان مىشمردند .
ولى چون به جنگ پرداختند ، يك ساعت بيش تاب تاخت و تاز روسها را نياورده همهء داوطلبان و لشكريان گريختند ، بجز ديلميان كه ايستادند و تا آخرين تن كشته شدند * مگر آنان كه سوار بودند . روسها فراريان را دنبال كردند ، پس هر كس از سپاهى و رعيت كه چارپا داشت شهر را رها كرده گريخت و روسها شهر را گرفتند .
ابو العباس بن بندار و گروهى از محصلان برايم نقل كردند كه روسها به شهر آمده مردم را آرام كرده گفتند : ما كارى با مذهب شما نداريم ، ما كشور گشاييم ، ما بايد خوب فرمانروائى كنيم و شما بايد خوب فرمان بريد . پس هر گاه سپاهيان گوناگون بر شهر حمله مىكردند و روسها براى جلوگيرى بيرون مىآمدند ، مسلمانان برذعه نيز همراه آنان به دفاع مىپرداختند ، ولى اگر مهاجمان مسلمان بودند ، مسلمانان برذعه تكبير گويان روسها را سنگباران مىكردند . روسها پيشنهاد كردند
هامش
[ ( 1 - ) ] در تكمله : مرزبان بن محمد ، يعنى ابن محمد بن مسافر .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « صعاليق و اكراد . . . » و در خ 6 : 226 و 318 و 506 صعاليك آمده است كه جمع صعلوك معرب سالوك به معنى فقير و دزد و راهزن است ( برهان قاطع ) كه گاهى معنى عيار و جوانمرد دهد . برخى از راه فروتنى آن را لقب شخصى خود نهادهاند . - خ 5 : 102 و 205 و 210 .