تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
به دست اندازى بر ديلميان و تركان و سبك كردن ايشان آغازيد . پس ايشان از او بيزار شدند . يانس كه از روند كار آگاه بود بنزد ابو القاسم كه ارباب و ارباب‌زادهء او ( ابو عبد اللّه ) بود رفته گفت : اگر پولى داشته باشى ، من مىتوانم دل اين مردان را سوى تو گردانم تا رهبرى را به دست آرى . ابو القاسم خستوان شد كه من سيصد هزار دينار دارم ، پس دل ديلميان و ديگران را بدان گرم كرده به براندازى ابو حسين بريدى و دادن رهبرى به ابو القاسم تشويق كرد و نويد نيكوى داد . پس لشكرى كه در نهر امير بود به مسماران رفته خانهء ابو حسين بريدى را در ميان گرفتند . او از رخت‌خواب بيرون پريده ، ناشناس پياده ، به جعفريه گريخت و به هجريان [ قرمطى ] نامهء پناهندگى نوشته ، به سوى ايشان شتافت و ايشان او را پذيرفته گرامى داشتند . او از ايشان كمك خواست تا به بصره‌اش بازگردانند . ايشان نيز قول دادند . پس * نزديك يك ماه نزد ايشان بماند و در آن مدت كار بصره به دست ابو القاسم بن ابو عبد اللّه افتاده بود . ابو حسين پس از يك ماه كه در هجر ماند همراه با دو برادر ابو طاهر قرمطى ، تا ديوار بصره بيامد ، و چون هجريان ديدند كه مردان ابو القاسم سور شهر را نگهبانى مىكنند و ترفندى براى درون شدن نيست ، از ماندن خسته شده با فرستادن نامه و پيام از ابو القاسم ، خواستند ، ميان او و عمويش آشتى دهند ، و امان‌نامه بگيرند تا ابو حسين به بصره درآيد . ابو القاسم احتياط را ، دست به دست كرد ، تا ابو حسين خود راضى به رفتن به بغداد شد و او رضايت داد و او را آزاد گذارد تا به مدينه السلام ( بغداد ) رفت . سپس يانس به حكومت بصره و بر كنار كردن ابو القاسم طمع ورزيده ، با روستاباش قرار همكارى گذارد ، پس چون ديلميان در خانهء روستاباش گرد آمدند ، اين بار روستاباش در صدد برآمد تا كار يانس را بسازد و خود تنها رياست
هامش
[ = ]M IIZ: نياز به يادآورى ندارد كه حافظ ذهبى ( 673 - 748 ه - ) اين تركمان سنىتر از استادش ابن تيميه ، با اين افسانه بافى پر تناقض متعصبانه و نقل از همانند خودش ابن رزام ، مانند ديگر جاهاى كتابش « تاريخ اسلام » بىحافظگى خود را نشان داده است .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 92 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى