جريان براى ابو جعفر بن شيرزاد پيش از صلح و پس از آن ، بيش از دويست هزار دينار درآمد داشت . شهر سه ساله در اختيار ناصر الدوله گذارده شد ، كه سالى سه مليون و ششصد هزار درم * بدهد . توزون نيز به بغداد بازگشت .
بويهئيان در واسط :
گزارشها پشت هم رسيد كه امير ابو حسين احمد بن بويه به واسط آمده و با بريديان در « عسكر ماء » قرار داشته و ايشان تخلف كردهاند . توزون به سوى او پائين آمد و در جائى به نام « قباب حميد » جنگيدند جنگى كه نوزده روز با كوشش سخت دو طرف ادامه داشت ، ولى همه روز توزون پس مىنشست و ديلميان به صورت خزيدن پيش مىآمدند ، كه اين عادت ايشان در چنين موقعيتها بود . كشته از دو سو بسيار شد ، تا آنكه توزون از رود ديالى به آن سو كه پشت بغداد است پس نشست و پلها را كه بر آن بسته بود ببريد . پس چون آب ميان آنان فاصله شد ، تركان ايستادند . توزون زبزبهائى داشت كه غلامان تيرانداز را در آنها و بر اسبان سوار مىكرد و هر روز بر بخشى از دارائى احمد بن بويه و زورقهايش يورش مىبرد .
ايشان را از آب دور مىكردند تا خود و اسبانشان تشنه مىشدند . معز الدوله تصميم گرفت كه از رود ديالى به بالا به سوى پل نهروان رود ، تا از دجله دور باشد و آب نيز داشته باشد ، و براى آذوقه نيز انديشه كند ، زيرا كه به تنگنا افتاده بود و توزون نيز از اين روند آگاه شده بود .
ترفندى كه معز الدوله را در روز پيروزى بشكست :
توزون پانصد ترك را همراه تكين شيرزادى و يك هزار سوار عرب كه ابراهيم مطوق و قطينه و مانندشان در آن بودند ، طورى از آب گذر داد كه * معز الدوله نفهميد ، پس به دنبال خرگاه ايشان به راه افتادند و ناگهان بر ميان او و خرگاهش حمله بردند ، توزون نيز با شتاب شنا كنان از آب گذشته و بر ايشان يورش برده به كشتار و اسير كردن پرداخت و معز الدوله با صيمرى با عدهاى اندك به بدترين