تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
دينار در سال اجاره دهد . [ 1 ] در اين هنگام ابو جعفر بن شيرزاد از بريدى گريخته به توزون پناهنده شد و در دجله او را ملاقات كرد . توزون به دو گفت : اى ابو جعفر اميرى من با تو تكميل گرديد ، و نعمت بر من كامل شد . تو پدر من هستى ، اين انگشترى مرا بگير ( آن را از انگشت درآورده به دو داد ) كار مرا اداره كن و مطابق رأى خودت بگردان ! ابو جعفر دستش را بوسيده مهلت خواست ، او نپذيرفت . ابو الحسن أسمر كه با گروهى ايستاده بود ، گفت : آقاى من تو را به خدا خواست امير را بپذير . و كارش را انجام ده ! پس پذيرفت . او طازاد بن عيسى را در پايان همين روز براى صدور فرمان به دربار فرستاد . مدت دبيرى ابو جعفر كرخى و نظارت او بيست و اند روز بود .

انگيزه‌اى كه شيرزاد را از بريدى جدا كرد :

يوسف بن وجيه فرمانرواى عمان در ذى حجه ، با چند كشتى و شذا بر بصره يورش آورده با بريديان مىجنگيد * . او جنگجويانى همراه مىداشت كه شيشه‌هاى آتش [ 2 ] مىانداختند ، پس شذاها و زبزبهاى بصره را سوزانيده ، « ابله » را گرفتند ، ابو جعفر بن شيرزاد و طازاد و گروهى زير اين فشار گريختند . انگيزهء شكست و گريز يوسف بن وجيه را پس از پيروزى او ، نيز ياد خواهم كرد .

ترفندى كه يوسف بن وجيه را گريزانيد :

يوسف سخت چيره شده ، نزديك بود بصره را بگيرد . بريديان ناخدائى
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : ابن مقله دبيرى توزون را براى عموى خود ابو عبد اللّه ( حسن بن مقله - معجم البلدان 3 : 150 / 9 : 28 ) خواست و پيشكش‌هائى فرستاد از جمله بيست پوشاك دبيقى و بيست رداى قصب و مشك فرستاده بود . ولى چون توزون به تازگى قراريطى را به دبيرى گمارده و نوبختى را بيرون كرده بود ، آن درخواست را نپذيرفته گفت : خوش ندارم پس از سه روز از به كار گماردن او را برانم . [ ( 2 - ) ] مانند خ 5 : 212 .