كرده بود چون سپاه به دو نزديك شد گريزان جان خود را بدر برد ، زنان و خانوادهء خود را بر جا نهاد كه بيشتر ايشان اسير شده « عين تمر » گرفته شد .
نيز در اين سال عضد الدوله خواست با طايع للّه پيوند زناشويى ببندد . او دختر بزرگ خود را به همسرى طايع درآورد . عقد در پيشگاه طايع و سران دولت دادرسان ، با كابين يكصد هزار دينار بسته شد [ 1 ] . او با اين كار مىخواست داراى پسرى شود كه ولى عهد باشد و خلافت به آل بويه برسد ، پادشاهى و خلافت در دولت ديلمى يكى شود . در اين سال عضد الدوله بر كوهستان و بخشهاى آن بتاخت ، همدان ، دينور ، نهاوند را سراسيمه نمود ، تا دژهاى حسنويه پسر حسين كرد را بگشايد و چشم زهر به فخر الدوله بدهد ، كه هنوز در انديشهء پايدارى و پردهدرى پيشين خود ، در كمك به بختيار و ابن بقيه بود ، در گسيختن يگانگى كشور مىكوشيد ، به دشمنى مؤيد الدوله [ 2 ] به قابوس پسر وشمگير نامه مىنوشت .
پس از مرگ حسنويه پسر حسين كرد ، عضد الدوله اميد داشت آن شيطان كه ميان او و برادرانش آشوب مىكرد نابود شده باشد ، پس ابو نصر خورشيد يزديار خازن را با نامههايى براى مؤيد الدوله و فخر الدوله و قابوس بن وشمگير فرستاد . مؤيد الدوله را در فرمانبردارى پايدار و بىشكست بستود ، براى فخر الدوله ، نرمشى گلهمندانه آميخته با اتمام حجت داشت ، به قابوس پسر وشمگير پند و اندرز داد كه پيمان نگاه دارد و نمك بشناسد ، به كارى دست نيازد كه او را به نابودى كشاند .
پاسخ مؤيد الدوله استوارى او را در پيروى از فرمانروا در خرسندى و خشم
هامش
[ ( 1 - ) ] نگارندهء تاريخ اسلام مىافزايد : در اين عقد ، وكيل عضد الدوله ابو على فارسى حسن بن احمد بن عبد الغفار نحوى بود . و خطبهگر دادرس ابو على محسن بن على تنوخى بود .MII: پيش از اين در خ 6 : 449 ديديم كه بختيار نيز دختر خود « شهناز » را به همسرى طايع درآورد . ليكن مشكويه ، كه همسرى طايع را با دختر بختيار خدمتى از ابن بقيه وزير او به سود طايع شمرد ، همسرى او را با دختر عضد الدوله به نفع خاندان بويه مىشمرد . اين نيز گونهاى طرفدارى مشكويه از عضد الدوله بر ضد بختيار است .
[ ( 2 - ) ]M: مؤيد الدوله به پيروى عضد الدوله در آمده بود .