تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
بصره بپاخيزند و ، شهر را به كراعى بسپارند ، تا چون فريفته شود ، حسن بن عمران [ بن شاهين ] را براى نيرومند شدن به بصره بخواهد ، پس چون او به دجله درآيد ، راه بازگشت به « بطيحه » را بر او ببندند ، و كمين كنندگان از بالا و پايين او را در ميان گيرند و دستگير سازند . نادانى كراعى چنان بود كه باور كرده به حسن بن عمران گفت : ما در بصره دوستان و برادران داريم كه به من نامه نوشته‌اند ، بصره در دست ما است . حسن بن عمران نيز فريفته شده ، با سپاهش از « بطيحه » بيرون آمد ، چون به « مطارا » رسيدند ، مردان اينجا بر ضد ايشان برخاسته جنگيدند . و اين شتابزدگى نقشه را ، كه بنا بود بگذارند [ تا كراعى و حسن ] به بصره درآيند ، بر هم زد . در اين جنگ كراعى اسير شد و حسن بن عمران بگريخت و بسيارى از قايقها و مردانش اسير شدند . كراعى را به بصره برده در شهر بگردانيدند و زير شكنجه دارايى او را خواستند ، سپس به بغداد فرستادند . در آنجا به روز پنجشنبه ده شب مانده از شعبان ، برنس بر سرش نهاده ، بر بالاى نقنق ، در يك كشتى سوار كرده ، براى مردم به نمايش گذاشتند ، روز آدينه دوم ذى حجه او را زير پاى پيل افكندند تا او را له كرد ، پس او را در كنار ابن بقيه بياويختند [ 1 ] . در اين سال سپاهى نيز براى پيگيرى ضبه بن محمد اسدى به « عين تمر » گسيل شد . او چنان كه گفتم [ 2 ] از راهزنان خونريز بود كه روستاها را مىچاپيد و راهها را بيمناك مىكرد ، دارايى و ناموس مردم را مىبرد . او به زيارتگاه حائر [ 3 ] نيز بىحرمتى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: چنين مىنمايد كه لاشهء ابن بقيه از سال 367 تا كنون 369 در آنجا آويخته بوده است ، ن . ك : خ . 6 : 481 نقنق چوبى دو شاخ بود كه اسيران بلند پايه را براى نمايش بدان مىبسته ، كلاه بلند برنس را بر سرش نهاده ، انگشت‌نما مىنمودند - پانوشت خ 6 : 17 . [ ( 2 - ) ]M: خ 6 : 428 . [ ( 3 - ) ]M: يورش عربهاى بيابان شمال شبه جزيره بر باختر عراق ، به ويژه بر شهرهاى مقدس كربلا و نجف پس از پيشآمد بالا ، در سال 369 ، نيز ادامه داشت . نمونهء آن را تاريخ به نام حملهء وهابى در سالهاى 1216 - 1212 ه - . ياد كرده است .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 487 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى