نبود . او با گروهى از تركان به راى زنى نشستند و بر آن شدند كه نزد عضد الدوله پناهنده شوند و رفتند ، سپس گروه گروه كسان ابو تغلب ، غلامان ، سربازان ، دبيران ، كارگزاران و پيروان به دنبال ايشان رفتند . مردم « آمد » نيز پس از بيرون رفتن ابو تغلب همان رفتار مردم « ميافارقين » را پيش گرفته دروازهها را سازشكارانه باز كردند .
ابو الوفا بر همهء « ديار بكر » چيره شد و با اسيران به موصل بازگشت . او در هر يك از دژها كسانى مورد اعتماد عضد الدوله براى نگاهبانى بگمارد و براى هر شهر يك كارگزار خراج و يك معونتگر [ 1 ] نهاد .
ابو تغلب پس از بيرون آمدن از « آمد » :
چون از آمد به سوى « رحبه » بيرون آمد ، [ برادر خود ] ابو عبد اللّه حسين بن ناصر الدوله را با سلامت بر قعيدى ، كه از بزرگان خاندان حمدانى بود ، به نزد عضد الدوله گسيل داشت ، نامهاى شامل آشتىجويى و بخشش خواهى و خدمتگزارى با ايشان فرستاد و چون به « رحبه » رسيد به انتظار پاسخ بماند . ابو عبد اللّه [ حسين ] و سلامت بر قعيدى به موصل رسيدند و ابو عبد اللّه مأموريت خود را انجام داد ، عضد الدوله از وى به خوبى پذيرايى نموده ، پوزش او را پذيرفت ، اقطاعى و بخششى در اختيار وى نهاد به شرط آنكه با او همگام [ 2 ] و هم پيمان شود . ابو عبد اللّه سرسختى عضد الدوله را دريافت ، زيرا با همهء بزرگداشت و گشايش كه به او داد ، نگذارد با هيچ كس نزديك شود ، او هيچكس جز پاسداران خود نديد ، او دانست كه برادرش [ ابو تغلب ] با اين رفتار سازش ندارد ، از اين رو احتياط را براى خود نگاه داشت ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « عمال الخراج و المعاون » كار و سمت معونتگران در پانوشت خ 5 : 231 در ج 5 ، ص 193 گذشت .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « على آن يطأ بساطه و يدخل ذمامه » . بر بساط گام نهادن مانند نمكگير شدن ميهمان و به معنى تسليم بوده است - خ 5 : 116 ، ص 102 .