« بدليس » به درون كشور روم شد ، تا به « ورد » پادشاه روم [ 1 ] پناه برد . اين مرد كسى بود كه پادشاهى روم را گرفته بود ، ولى سپاه در قسطنطينيه آن را نپذيرفته ، دو برادر از شاهزادگان رومى را بر تخت نشانيدند و ميان روميان دو دستگى افتاد و كشاكش ميان دو گروه به درازا كشيد . « ورد » پيش از اين با ابو تغلب وصلت كرده ، در جنگ با دشمنانش از وى كمك گرفته بود . اينك كار به عكس شده ، ابو تغلب [ به ورد ] پناه برده بود .
اشتباه ابو سعد بهرام [ 2 ] كه سپاه او را دچار شكست كرد و در حالى كه مىتوانست
هامش
[ ( 1 - ) ] او همان سقلاروس است ، و دو شاهزاده « باسيل » و « قسطنطين » دو پسر رومانوس بودند كه مادرشان « ثاوفانو » است .M II: « ورد » معرب « برديس » است . ما در آن بخش از تاريخ با دو سردار رومى به نام « برديس ورد » سر و كار داريم ، زيرا بنا بر گفتههاى روذراورى و ديگران ، چون به سال 352 ه - . رومانس دوم ( 959 - 963 م ) درگذشت ، همسرش ثاوفانوى ياد شده در بالا ، دو پسر ياد شده در بالا را داشت . پس نقفور كه يك سردار از روم خاورى بود به عنوان نگهبان دو شاهزاده به كاخ آورده مىشود ، سپس به همسرى مادر ايشان در مىآيد و به سال 969 م . ثاوفانو ( مادر ) با يكى ديگر از سرداران روم به نام « شمس قيق » ( خ 6 : 256 / 274 ) كنار مىآيد و او شبانه بر كاخ يورش برده ، نقفور را كشته ، برادرش « لاون » را كور كرده ، پسر او برديس پسر لاون را زندانى مىكند . پس شمس قيق با سپاه روم بر سوريه مىتازد .
آنگاه ، بركموس برادر ثاوفانو ( دايى دو شاهزاده ) شمس قيق را با زهر مىكشد و خود همه كارهء روم مىشود . ( - پانوشت ص 262 ) .
در اين هنگام ، يكى ديگر از سرداران روم خاورى به نام سقلاروس برديس پسر منير ، اين پيشآمدها را نمىپسندد و سركشى مىآغازد و با ابو تغلب بن حمدان پيوند وصلت مىبندد و كمك نظامى مىگيرد و قسطنطينيه را محاصره مىكند . دولت آن دو شهزادهء روم ، ناگزير برديس پسر لاون را از زندان آزاد و به سردارى مىگزيند و به جنگ برديس پسر منير داماد ابو تغلب مىفرستد و سپاه او را در هم مىشكند . برديس داماد ابو تغلب گريزان هنگامى به سوريه مىرسد كه ابو تغلب كشته شده بود ، پس به عضد الدولهء ديلمى در بغداد پناه مىبرد . ( ذيل تجارب الامم روذراورى خ 21 - 23 ، ص 13 - 14 ) .
[ ( 2 - ) ]M: پسر اردشير دبير است ( خ 6 : 471 ) .