تصادفى كه موجب بهبود ابن بقيه از بيمارى شد ، و آن كس كه او را دستگير كرد :
با اينكه بختيار به سبب خودسرىهاى ابن بقيه در دارايى دولت و نيروى سپاه ، در انديشهء نابود كردن او بود ، باز هم از بيمارى او بسيار افسرده شد [ 1 ] ، و چون ابن سراج پيشنهاد كرد كه ياران ابن بقيه ، پيش از پنهان شدن دستگير شوند ، بختيار نپذيرفت . [ سراج ] آنقدر پافشارى كرد ، تا خانوادهء ابن بقيه و كارمندانش از رفتار او احساس خطر كرده ، از وى پرهيز مىكردند ، بختيار در دوران بيمارى روزانه دو بار به ديدار ابن بقيه مىآمد ، تا از روز چهارم بيمارى او سبك شد ، لرزش دست و پايش بكاست و اميد به زندگانيش روز به روز افزوده شد تا بهبود يافت . او چند روز ساكت ماند و سپس به همان رفتار پيشين بازگشت . ابن راعى و ياران ديگرش آشكار شده ، به گرد او آمده ، كار ابن سراج را به او گفتند . چون ابن راعى تعهد كرد كه يكصد هزار دينار از ابن سراج بيرون بكشد ، او را دستگير كردند . از دارايى و سپردهها و بهاى غلات او و آنچه از كارمندانش بيرون كشيدند ، بيشتر از آن كه ابن راعى تعهد سپرده بود ، به دست آمد . سپس او را زير فشار شكنجههاى گوناگون نهادند ، تا آنجا كه او را بىخوراك در صندوقى نهادند تا به بدترين شكل بمرد .
در اين سال كرمان نيز بر ضد عضد الدوله شوريد .
گزارش انگيزهء آن :
در بخشهاى كرمان گروههايى از گرمسيريان [ 2 ] خشن بودند كه پيمان بسته ، آرام زندگى مىكردند . يكى از سران ايشان « طاهر بن صمه » توانگر و خوش معامله بود ، اقطاعهايى را پيمان مىبست ، ميوه پيش خريد مىكرد تا دولتمند شد و آزمنديش افزون گشت . عضد الدوله براى فرونشاندن تركان در عراق بود ، وزير او ابو القاسم
هامش
[ ( 1 - ) ] او مىبايد تندرست باشد ، تا در زير شكنجه اموالش را تحويل دهد . سپس كشته شود .
( خ 472 - 481 ) .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « الرجالة الجرومية . . . » - گرم . ابن اثير آن را به البلاد الحارة تفسير كرده است .