تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
الدوله را از آنچه كرده بود [ 1 ] پاك سازد . از تندى و ترفندهاى او نيز مىترسيد . پس بيم خود را از اينكه ترسانيدن عضد الدوله شيرازهء خاندان [ بويه ] را بگسلد ، با ركن الدوله در ميان نهاده او را به از ميان بردن نگرانيها و نزديك كردن دلها بخواند ، تا او نرم شد و راه رستگارى خود و فرزندان و ميهن خود و كشور برادرزادگانش را بيافت . [ عميد ] از ركن الدوله خواست ، اجازت دهد عضد الدوله به ديدار او بيايد كه از كودكى از وى دور شده بود ، سپاه نيز او را در درگاه ببينند ، تا بيم‌ها از دل وى و دلهاى مردم پاك شود و او را كه بزرگترين و پاك‌نهادترين و توانگرترين پسران او است و كشورش بزرگتر و سپاه و جنگ افزارش بيشتر از ديگران است ، به جانشينى بگمارد . ركن الدوله اين راى را پذيرفت ولى گفت : گنجينه‌هاى من هزينهء پذيرايى از عضد الدوله و همراهانش از سواران و غلامان را ندارد ، و اگر تعارفهاى معمولى ، پيشكشها ، ميهمانىها ، خلعت‌پوشانىها و باركردن هديه‌ها را انجام ندهد ، سبك خواهد شد آبرويش مىريزد . ابو الفتح گفت : پس تو خود بدانجا برو و ديدار ديرين از آن كشور و سپاهيانى را كه از دير باز سازمان دادى تازه كن . عضد الدوله متعهد است كه از تو و سپاهيان و وابستگانت همان پذيرايى كند ، كه تو مىخواستى براى او انجام دهى ، پس سياستى را كه خواهان آن هستى در ميان فرزندانت ، در كشورهايت استوار دار ! ركن الدوله گفت : اين زشت است ، كه در تاريخ و نزد شاهان دوران و آيندگان ملتها و مردم گفته آيد ، كه فلانى فرزندش را براى هشدار و تأديب ترسانيد ، سپس باز گشته پوزش خواست . پس همهء اين گفتگوها را براى عضد الدوله نوشتند ، او در پاسخ نوشت : راه ديگرى نيز هست كه هيچ يك از اينها كه نمىپسندند ، در آن نيست ، آن اينكه او به اصفهان كه در كشور او است بيايد ، من نيز از فارس براى عيادت بيماريش به خدمت او برسم . آنگاه رسيدگى به وابستگانش نيز بر من بايسته خواهد بود ، بر او هيچ لازم نخواهد آمد كه به من يا به يكى از وابستگان من رسيدگى نمايد ، گفتگو
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن عميد ، به دستور ركن الدوله ، بغداد و دستگاه خلافت عرب را ، از عضد الدوله گرفته ، به بختيار سپرد - خ 6 : 446 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 429 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى