تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
پانصد هزار درم به اقطاع وى نهاده شد . او از وضع پيشين هيچ كم نداشت جز نام وزارت ، كه در دوران پيشين نيز مانند وزيران ديگر نبود ، تا شايستهء آن باشد . پس وى نيز خيلى خوشنود شده سپاسگزارى و دعاگويى نشان داد . با اين همه با دلى پركين به سوى واسط به پايين رفت . عمران بن شاهين فرمانرواى بطايح [ 1 ] نيز كه بيمناك شده بود ، مىخواست پس از تغيير رژيم ، از عضد الدوله تعهدى داشته باشد ، پس دبير خود را فرستاده خواستار فرمان ، منشور ، پيمان‌نامه گشت ، كه به وى داده شد . ابو تغلب بن حمدان فرمانرواى موصل نيز مانند آن را خواسته تعهد نمود خراجى را كه هميشه به بختيار مىداده بپردازد ، عضد الدوله آن را نيز پذيرفت و به پاس دوستى ديرين و داد و ستد نامه كه در گذشته داشتند [ 2 ] او را از آوردن مال معاف نمود . بخش‌هاى اهواز را نيز با سهل بن بشر نصرانى پيمان بست و خلعت پوشانيد و بدانجا گسيل داشت . او در دست بختيار ، زندانى ، رنج ديده و مصادره شده بود . عضد الدوله بخشهاى سواد [ دجله ] را به كارگزارانى واگذاشت كه همگى زير نظر ابو منصور نصر بن هارون كار مىكردند . عضد الدوله ديگر از چيزى نگران نبود مگر بيرون آوردن بصره از چنگ مرزبان . پس چون ابن بقيه به واسط رسيد ، پرچم سركشى برافراشت و پيمان بشكست و سردارانى را كه همراه او رفته بودند دستگير نموده ، رفتارى را كه با بختيار شده ، بهانهء اين سركشى نمود ، در صورتى كه آنچه به دستور عضد الدوله انجام شد ، همه با رايزنى ابن بقيه بود . سپس نامه‌اى به عمران بن شاهين نوشته ، خواستار كمك شد و او را از سياست عضد الدوله ترسانيد ، كه شكيبايى گفتگو با او را در وضع موجود ندارد ، پس عمران نيز با وى هماهنگ گشت . سپس به مرزبان بن بختيار نامه نوشته ، خواستار سپاه و پول و جنگ افزار شد ، ولى وى نپذيرفت زيرا كه او را ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: مردابهاى ميان واسط و بصره - خ 6 : 160 . [ ( 2 - ) ]M: يا براى دور كردن او از بختيار كه پدر زن ابو تغلب بود ( خ 6 : 359 و 404 ) . ركن الدوله نيز به دو نامه نوشته بود كه بر ضد عضد الدوله به بختيار بپيوندد ( خ 6 : 439 ) .