حالى كه نمىدانستند در كجاى زمين خدايند . پس مال را بيرون آورده پيش روى من دفن مىكردند ، پس نشانها براى خودم مىنهادم و مردان را دوباره به صندوقها باز مىگردانيدم و درها را مىبستم و ستوران را به هرجا كه مىخواستم مىبردم و ايشان را بيرون مىآوردم در حالى كه نمىدانستند به كجا رفتند و از كجا آمدند ، و بدين رفتار از كشتار بىنياز مىبودم . [ 1 ] متقى ، ابو الحسين احمد بن محمد بن ميمون را به وزيرى گمارد و خلعت پوشانيد ، ابو عبد اللّه كوفى را نيز به جانشينى او گمارد . تكينك را زير پيگرد نهاد و او پنهان شد . ترجمان از واسط بيامد و متقى او را به رياست پليس بغداد نهاد .
بريديان نيز پس از كشته شدن بجكم از بصره به بالا آمدند .
گزارش به بالا آمدن بريديان و آنچه بدان انجاميد :
چون بجكم كشته شد در لشكر او اختلاف افتاد . ديلميان رهبرى خود به بلسوار ابن مالك بن مسافر كنكرى دادند . پس تركان بر او يورش برده او را كشتند . ديلميان همگى به سوى بصره سرازير شده به ابو عبد اللّه بريدى پناهنده شدند . ايشان يك هزار و پانصد مرد زبده و گزيده بودند ، پوچ در آنان نبود . بريدى با ايشان نيرومند شد و به چانه زدن با سلطان پرداخت ، زيرا كه با لشكريان خودش به هفت هزار مرد رسيده بودند . بريديان از بصره به واسط بالا آمدند ، پس متقى به ايشان نامه نوشت و دستور داد بالاتر * نيايند و در واسط بمانند . ايشان پاسخ دادند : ما به جيرهء مردان خود نياز داريم ، اگر وجوهى بفرستى كه ايشان را راضى كنيم مىمانيم . پس متقى للّه ابو جعفر بن شيرزاد را ، پس از آنكه ديه او را به وى پس داد ، همراه با عبد اللّه بن يونس مسئول بيت المال بفرستاد . در اين سفر تكينك نيز بىاجازهء متقى همراه ايشان به پائين رفت .
تركان بجكمى و « جنكاتى » كه از دست بريديان به متقى للّه پناهنده شده بودند
هامش
[ ( 1 ) ] . در تاريخ اسلام مىافزايد : پس با مرگ وى دفينهها گم شد .