تو و پدرت كه با من بد رفتار كرديد ، با تو خوش رفتارى خواهم كرد [ 1 ] » .
مردم از درستى پيش بينى آفريدهيى چون عمران در شگفت بودند . زيرا فرجام كار بختيار چنان شد كه به او پناه برد و چنان كه خواهم گفت ، در آنجا پناهنده بماند .
پاسخ ركن الدوله به شكايتنامهء بختيار :
پاسخ ركن الدوله از روى خوش نيتى و دلسوزانه بود كه مىگفت :
« شكافى كه رخ داده فراخ است و نياز به مردان دلسوز و مال و جنگ افزار و فرماندهى و فرمانبرى دارد ، من پير شدهام ، جنبش و جوش براى من گران است ، كارهاى بازمانده دارم و كار تو را به فرزندم عضد الدوله واگذاردم كه هر چه وسيله انباشتهام نزد او است و او از سرزمين فارس با لشكرى انبوه به سوى تو خواهد شتافت ، از نزد من نيز وزير ابو الفتح [ 2 ] پسر ابو الفضل بن عميد به كمك تو خواهد شتافت . » نامهء ركن الدوله بر پايهء گزارشهايى بود كه پسرش عضد الدوله پى در پى رويدادهاى عراق را براى پدر مىنوشت و به گرفتن آنجا چشم داشت زيرا از ناشايستگى بختيار و آشفتگى كارها در آنجا ، بدرفتارى وزيران ، بىآبرو شدن دولت ، رواج كلاه گذاريهاى قانونى ، كج رفتارى مردم ، آگاه بود . او از بختيار كينههايى نيز در دل مىداشت ، از كشاكشها و همچشمىها در پايه و جايگاه كه زمانى ميان ايشان گذشته ، و جلوگيرى بختيار از برخى خواستههاى عضد الدوله ، چون دفترهايى [ 3 ] گرانقدر كه بختيار از دادن آنها بخل مىورزيد و كنيزكانى هنرمند و زيبا ، كه به وى روا نمىداشت ، و اسبان تازى كه از خريد آنها جلو مىگرفت [ 4 ] و مىخواست صدور آنها از بيابان ويژهء او باشد . اينها در دل عضد الدوله جا كرده بود و
هامش
[ ( 1 - ) ]M: پايان نامهء عمران شاهين .
[ ( 2 - ) ]M: ذو الكفايتين ( خ 6 : 382 / 448 ) .
[ ( 3 - ) ]M: متن : « دفاتر عزيزة . . . » و در خ 6 : 268 دارد : « و اشتغل قلبه بدفاتره . . . » و در هر دو جا دفتر به معنى كتاب است .
[ ( 4 - ) ] خ 6 : 298 .