تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
زودتر از سبكتكين ، هنگامى به موصل رسيد كه ابو تغلب آن را از هر گونه خواربار تهى كرده ، همهء دبيران و كارآمدان آن را به « سنجار » برده بود . ابو تغلب از سنجار به همان كرانهء باختر به سوى مدينة السلام بازگشت . سبكتكين با تظاهر به كار گذرانيدن كشتيها از آب در « حديثه » بماند . چون خبر پايين آمدن ابو تغلب به سوى بغداد به بختيار رسيد ، به سبكتكين دستور نوشت كه از خاور به باختر دجله گذرد و به دنبال ابو تغلب به پائين برود و بخشى از سپاه را نزد او فرستاد ، و همچنين حمدان پسر ناصر الدوله را با بيشتر سپاه . سپس محمد بن بقيه را با طيارها و زبزب‌ها [ 1 ] به بغداد بازگردانيد * و محمد بن احمد جرجرايى را بجاى وى نزد خود نگاه داشت . ابو تغلب كه جلو افتاده بود به ديهى به نام « فارسيه » كنار نهر دجيل در سه فرسنگى بغداد رسيده اردو زد و با مردم روستاها خوشرفتارى كرد و براى هر چيز كه مىخريد بهاى بسيار مىداد ، دادگرى و انصاف نشان داد . پيشاهنگان او به بغداد رفت و آمد مىكردند . گروهى مردم نادان و اوباش به پيشواز او آمده خوش آمد مىگفتند . ابو اسحاق [ 2 ] پسر معز الدوله كه جانشين برادرش بختيار [ در بغداد ] بود به باب شماسيه درآمد . مطيع للّه و مادر بختيار و زنان دربار و كودكانشان به كاخى رفتند كه معز الدوله در باب الشماسيه ساخته بود [ 3 ] و در آنجا بست نشستند . ابو اسحاق در آنجا پلى بر دجله كشيد ، و بخشى از سپاه را از آنجا گذرانده ، چنان وانمود كه انديشهء پايدارى و جنگ دارد ولى اين تنها نمايش بود ، تا سبكتكين پرده‌دار بازگردد . پس محمد بن بقيه پيش از او با ابزار دريايى فرا رسيد . ابو اسحاق نيرو يافت ، بخش كرانهء باخترى بغداد به آشوب گرائيد ، تودهء مردم مسلح شده آمادهء جنگ و دست درازى شدند ، بازرگانان پنهان شده ، بازارها بسته شد ، مردم دورانديش از بخش باخترى به خاورى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: « طيار » و « زبزب » دو گونه قايق بوده كه در آب راه‌هاى عراق و خوزستان به كار مىرفته است . ن . ك خ 5 : 59 . [ ( 2 - ) ]M: عمدة الدوله . خ 6 : 395 . [ ( 3 - ) ] خ 6 : 242 .