تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
پس ارج مرا پايين آرد ، از كار خود بيفتم ، از وزيرى نيز سود نبرم . آن دو تن او را دلدارى داده دلير كردند ، محمد بن احمد جرجرايى پذيرفت كه هميشه با او باشد و بار را از دوش او بردارد . سپس آن دو به نزد سبكتكين پرده‌دار رفتند و از ابو الفضل وزير بدگويىها كرده ، او را واداشتند كه در بركنارى او از وزيرى و بيچاره كردن او بكوشد . او گفت : مدتى است كه مىخواهم اين كار را بكنم ، گير من در گزينش جانشين او است . زيرا كه محمد بن عباس [ فسانجس ] تازه بر كنار شده ، كارش نيز در وزارت خوشايند نبود * و درست انجام نداد . من تا كنون « سوگند بيعت » بختيار را نيز براى او نگاه داشته‌ام كه او را به وزارت نگمارد . ايشان دربارهء وزارت ابن بقيه گفتگو كرده تضمين كردند كه كارها را با شايستگى انجام خواهد داد و ايشان او را در اداره كمك و پشتيبانى خواهند داد . سبكتكين خوشبين شد ، زيرا كه در آن - كين‌جويى از ابو الفضل و آشفتگى كار بختيار را مىديد . او رنج روبرو شدن با وزارت محمد بن بقيه ، كه او را خدمتگزارى پست مىشمرد و شايستهء آمدن به خانه‌اش نمىديد ، پذيرفت . اين تلخى براى او در برابر كينه‌اى كه از ابو الفضل در دل مىداشت شيرين آمد و به بختيار پيام فرستاد ، او نيز كه دلش از ابو الفضل پر شده بود ، پذيرفت . از سوى ديگر ، ابو سهل ديزويهء عرضه‌گر [ 1 ] به داشتن ثروتى هنگفت انگشت‌نما بود ، براى پيوندى كه با شيرزاد بن سرخاب [ 2 ] داشت دست ناخورده مانده بود ، پس از تبعيد شيرزاد نيز به سبب نيازى كه به آرامش سپاه بود ، بيچاره كردن او پس افتاد ، در اين هنگام ابو الفضل به خيال دستگيرى او افتاد ، ابن بقيه نيز شاد شد ، كه دشوارى دستگيرى به گردن ابو الفضل باشد ، سپس او عهده‌دار بيرون كشيدن دارايى وى شود ، همين‌گونه نيز شد ، ابو الفضل وزير ، ابو سهل ديزويه را روز پنجشنبه دستگير كرد ، ابن بقيه نيز ابو الفضل را روز يكشنبه دستگير كرد ، فاصلهء آنها سه روز بود و
هامش
[ ( 1 - ) ]M: صاحب ديوان عرض سپاه . لشكر نويس - خ 6 : 310 . [ ( 2 - ) ]M: دبير فارسى - خ 6 : 326