خانوادهاش ، تا آنجا كه توانست كوشيد . چون امير او را ديد در بازپرسى از وى خواستار پول شد و او پذيرفت كه سه مليون درم بپردازد * هر آنچه از دارائى ويژه ، بهاى غلات ، ابزار و چارپايان او دست دهد برگيرند و پس مانده را او تعهد بسپارد .
نيز قرار شد كه به او گشايش دهند ، تا بتواند دوستان را ببيند ، تا كمك و وام گيرد . ولى ابو الفرج با گشايش بر او موافقت نكرد ، زيرا مىترسيد ترفندهاى پنهانش فاش گردد .
ابو الفضل را به زندان افكند ، قرارها را بر هم زد ، به دستگيرى كارمندان وى و مصادرهء اموال و سختگيرى بر ايشان پرداخت ، تا آنجا كه داماد ابو الفضل [ شيرازى ] به نام ابراهيم پسر محمد دهكى در زندان مرد ، پس فسانجس متهم شد كه او را زير شكنجه و بازخواست كشته است .
لقب رئيس :
ابو قره با پرداخت پولى به بختيار ، خلعت « ديوان دارى » پوشيد و « واسط » به دست او باقى گذاشت ، تا پيمانكار آنجا و استيفاگر پيمانكاران ديگر باشد . او لقب « رئيس » بر خود نهاد ، زيرا كه ابو الفرج در روزگار « ديواندارى » اين لقب گرفته بود . ولى ابو الفرج بر اين رفتار ابو قره اعتراض كرده ، به مردم دستور داد او را « وزير رئيس » بخوانند تا اين لقب از ابو قره دور شود .
كشاكش ابو قره با وزير ( ابو الفرج فسانجس ) تا آنكه وزير را بر كنار كرد و ابو الفضل [ شيرازى ] را بازگردانيد :
ابو قره ، به درخواست همهء پايگاههاى ابو الفرج ، كه پيش از وزارت مىداشت آغاز كرد . او مىگفت اينها از * حقوق « صاحب ديوان » است ، بايد به دو داده شود .
پس ميان او و وزير شكرآب شد و روز به روز افزايش مىيافت ، تا به زشتى كشيد .
ابو قره پولى ديگر پرداخت و آن لقب را براى خود استوار كرد و فرمانى نوشته شد كه او را بدين لقب بخوانند .
نقاره زدن :
هنگامى كه معز الدوله ، ابو الفرج [ فسانجس ] و ابو الفضل [ شيرازى ] را براى جنگ به « عمان » و « بطحيه » [ 1 ] فرستاد ، به آن دو اجازت داد ، تا در اين سفر
هامش
[ ( 1 - ) ]M: مردابهاى جنوب و پايگاه دولت نبطى عمران شاهين . ( خ 6 : 279 - 280 ) .